
ماجرای امام زمان (عج) و یارانش...
مدتها پبش پیامکی به این شرح به دستم رسید:« 1169 سال است که مردی نتظر 313 مرد است... و چقدر مرد شدن زمان می برد!»
چند صباحی به این مسئله فکر می کردم که چطور در پس این همه قرن و سال هنوز 313 مرد از بین شیعیان ساخته نشده است؟؟!!
نیمه شعبان امسال هم از را رسید و طبق4 معمول چراغانی و آذین بندی خیابان ها و جشن ها و ...
ساعت 10 شب بود که راهی خیابان شهر شدیم تا در شب میلاد آقا و صاحب مان نظاره گر شادی شیعیانش باشیو و خود را در آن شریک کنیم.آری، مردم شاد بودند...شاد شاد...شاید بیش از حد شاد بودند... اما راستش دلیل شادی آنها را نفهمیدم!!
می دانید چرا؟
چون هرچه فکر کردم هیچ رابطه ای بین لهو و لعب و امام زمان(ع) نیافتم...هرچه فکر کردم رابطه ای بین رقص و کف و سوت در ماشین ها و امام زمان(ع) نیافتم... رابطه ای بین بی حجابی و اختلاط زن و مرد و امام زمان(ع) پیدا نکردم... در ذهنم نتوانستم بین پسری که با موتور دنبال دختران پراید سوار بود و امام زمان(ع) برقرار کنم...! نتوانستم ارتباطی بین صدای بلند موسیقی dj و مخصوصا صدای آن خواننده زن !!! با امام زمان(ع) پیدا کنم...
دلم به بچه هیئتی ها خوش بود،اما وقتی برادرم هنوز به جشن نرفته ، برگشت،و علت برگشتنش را استفاده آنها از لهو و لعب و ساز و آواز گفت، دلم از آنها هم سرد شد...
ما رفتیم تا در شادی شیعیان آقا سهیم باشیم، اما انگار در غم و غصه خود آقا شریک شدیم...
معمولا همه در شب تولد خود شاد و خوشحالند، اما آیا به نظر شما اهل بیت (ع) در شب میلاد آخرین امید خود خوشحال بودند؟
اینجا بود که دوباره آن پیامک در ذهنم تداعی شد...1169 سال است که مردی منتظر 313 مرد است...
راستی اگر شما رابطه ای بین موارد بالا پیدا کردید، ما مشتاق دانستنیم.
یا علی
احمدی نژاد و محبوبیت فرامرزی
جای شما خالی...ابن دو هفته که نبودم خدا قسمت کرد رفتم عمره دانشجویی(همه بچه شیعه ها رو هم دعا کردم) خوب در این دو شهر آسمانی مدینه و مکه مردم از سراسر نقاط جهان پیدا می شود، آسیایی،اروپایی،افریقایی و ... . وقتی کنارشان می نشینی با یک سلام می توانی سر صحبت را باز کنی.از آنجا که طبع ما را با سیاست پیوند زده اند می رویم سراغ مسایل سیاسی.متاسفانه از بس بعضیا دم از منزوی شدن ایران و ایرانی پس از احمدی نژاد زده اند که جرات نمی کنی همان اول حرفی از احمدی نژاد بزنی، ولی وقتی پس از مقدمه چینی نام احمدی نژاد را می آوری و طرف با لبخندی نام کامل دکتر رت تکرار می کند دلت قرص می شود و سر بحث را باز می کنی.
با یک هندی اهل تسنن صحبت می کردم و او با حرارت و با اشاره دست و صورت از سقوط آمریکا و پیروزی ایران و احمدی نژاد می گفت!
وقتی یا پیرمرد لبنانی در مسجدالنبی گپ می زدم از برادری ایرانیان و لبنانی ها می گفت و می گفت ما به ایران و احمدی نژاد امید داریم!
وقتی عکسی از رییس جمهور را به محمد،جوان اهل مدینه، نشان دادم با شوق گفت:« اوه...السید محمود احمدی نجاد...» و از علاقه خود به امام و آقا و احمدی نژاد می گفت.
فرقی نمی کرد،پاکستانی،ترکیه ای، مصری و ... ایران و ایرانی را دوست داشتند. و اینجا بود که شانتاژ دشمنان احمدی نژاد در مورد انزوای ایران به طور کامل از ذهنم پاک شد.
چند روز پیش تلویزیون تصاویر استقبال مسلمانان ترکیه از احمدی نژاد را پس از نماز جمعه نشان می داد که از سد نیروهای امنیتی عبور کرده و خود را به دکتر می رساندند و با سر دادن شعار های مرگ بر آمریکا و مرگ بر اسراییل، می خواستند همدلی و همراهی خود با ایران و احمدی نژاد در مبارزه با آمریکا و اسراییل را نشان دهند.

دادستان تهران و عزم قاطع قوه قضاییه!!
اخبار ساعت ۲۱ ٬ مجری از اعدام ۲۹ تن از اشرار می گوید... یکی یکی نشان شان می دهد و جرائم شان را نام می برد:قاچاق مواد مخدر٬ اخلال در نظم عمومی٬ تجاوز به عنف٬ شرارت و ...
مجرمین را در حال رفتن به پای چوبه دار نشان می دهد.ناگهان چشم مان به جمال دادستان تهران روشن می شود.سخن از «عزم قاطع قوه قضایی در مبارزه با شرارت» می گوید٬ از عمل به حقوق بشر می گوید٬ از ناامن کردن تهران برای اراذل و اوباش می گوید٬ از تداوم عمل قوه قضاییه در برخورد قاطع می گوید و...
دست قوه قضاییه درد نکند. مبارزه با اشرار خدمت بزرگی به مردم کشور است٬ اما آقای دادستان قوه قضاییه وظایف دیگری هم دارد٬ ندارد؟
چرا هیچ وقت از «عزم قاطع قوه قضاییه» در برخورد با مفسدین اقتصادی نمی گویید؟
چرا هیچ وقت از مبارزه با زمین خواران نمی گویید؟
چرا هیچ وقت از انهدام و معرفی باندهای مافیای کثیف اقتصادی نمی گویید؟
و هزاران چرای دیگری که هیچ وقت پاسخگوی آنها نبوده اید...

سخنی با منتقدین اسفندیار خان مشایی!!
تقریبا از اوایل تصدی معاونت ریاست جمهوری و ریاست سازمان میراث فرهنگی و گردشگری توسط آقای رحیم مشایی موج انتقادات و اعتراضات به اعغمال و رفتار و اظهار نظرهای ایشان آن هم از جانب دوستان ارزشی شروع شد.
بنده و دوستانم نیز جزء منمتقدین سرسخت آقای مشایی و اعمالشان بودیم. پخش فیلم حضور وی در مجلس کذایی در ترکیه همه ما را کفری کرد. به طوری که کم کم داشتیم به تیز بینی دکتر احمدی نژاد در انتخاب و انتصاب اطرافیانش شک می کردیم.
گذشت تا اینکه در اردیبهشت ماه 87 از سوی رییس جمهور محترم دیداری با عده ای محدود از دانشجویان ارزشی و فعال در دانشگاه ها تدارک دیده شد.ما که توفیق حضور در آن جلسه را نیافتیم اما یکی از دوستان قرار شد در جلسه شرکت کرده و صحبت کند.قطعا یکی از محورهای صحبت را انتقاد از اطرافیان دکتر به خصوص آقایان رحیم مشایی و زریبافان قرار دادیم.
23 اردیبهشت جلسه برگزار شد که از ساعت 21 الی 2 بامداد به طول انجامید. در این جلسه علاوه بر دوست ما(آقای قاسمی پور) چند نفر دیگر از دانشجویان از وجود افرادی مانن مشایی، زریبافان و سعیدلو در لایه های اولیه دولت انتقاد کردند.
حال بخوانید پاسخ های دکتر به انتقادات را:
« درباره لایه نزدیکان رییس جمهور گفتند بسته و بحث برانگیز است.این تلقی واقعی نیست... از روز اول یک بازی طراحی کردند که هرکس در راه آرمانها فداکارتر است اورا بزنند. یک دوره ای روی آقای زریبافان زوم کردند که همه کاره دولت است. در حالی که از روز اولی که او را در مهاباد دیدم، تمام عشقش کار برای کشور است و اصلا دخالتی در سیاستگذاری ها ندارد. به خاطر دقت در کارهایش خواستیم دبیر دولت شود.»
و اما اسفندیار خان مشایی !!
یکی از انتقادات دوستان از وی فسادهای اداری و واگذاری برخی وام ها به افرادی خاص بود که دکتر چنین پاسخ دادند:
« من از شما می خواهم موارد را با سند بگویید، مگر وام دست آقای مشایی است؟وام روالی برای خودش در شورای اقتصاد دارد.این دوستان آماده فداکاری تمام قد برای آرمان ها هستند.خوب معاون برای خیلی از جاها هست، چرا فقط به برخی جاها گیر می دهند؟»
دوست مان می کفت دکتر اشاره کردند که بروید و خانواده ایشان را تا چند پشت نگاه ببینید، یک نفر آدم غیر صالح در خانواده ایشان نبوده است.
و مام در مورد فیلمی که در ترکیه از به ایشان نسبت دادند و متاسفانه شبکه 2 سیما نیز آن را پوشش داد !
احمدی نژاد تاکید کرده بود که این فیلم ساختگی بوده و هیچ سندیتی ندارد:
« برای آقای مشایی فیلم ساخته بودند که در مجلس آنچنانی رفته است. رفت شکایت کرد، ساعت یک نیمه شب با نماینده دادستان قرار گذاشت،با مسئول آن سایت تماس گرفتند، گفته بود پول بئهید فیلم را بر می داریم!! غافل از اینکه نماینده دادستان در جریان است !!»
مورد دیگری که درباره آقای مشایی مطرح شده بود، برگزاری یک میهمانی اشرافی در رستورانی بود که پیشخدمت های آن زن بوده اند که آقای احمدی نژاد در این مورد هم توضیح داد:
« آقای مشایی از حج آمده بود، برخی از اعضای دولت را در رستورانی دعوت کرد، خبر زدند که میهمانی اشرافی گرفته که گارسون های زن در آن بوده اند، در حالی که در جمهوری اسلامی گارسون زن نداریم.قضیه ازاین قرار بود که رییس آن غذاخوری آنجا دیده بود که دولتی ها مهمان هستند، به زن و دخترش هم گفته بود بیایند با برخی از خانم های دولت عکس بگیرند.»
دوستان عزیز توجه داشته باشند که تحت تاثیر برخی رسانه ها و افراد مجهول الفکر قرار نگیرند.بنده نمی خواهم در مقام حمایت از آقای مشایی سخن پرانی کنم، اما وقتی رییس جمهور ما که همگی او را مکتبی و ولایتی می دانیم و به حسن نیتش ایمان داریم و می دانیم که خیلی جاها تیزبین تر از همه است ما با کسی رودربایستی و عقد اخوت ندارد چنین می گوید، درست نیست که ما برداشت های اشتباه داشته باشیم. بنده در مورد حجتیه ای بودن وی که یکی از دوستان بزرگوار در وبلاگش مطرح کرده است، اطلاعی ندارم.امیدوارم آن دوست عزیز ندانسته چنین سخنی را مطرح نکرده باشد.چرا همگی در پیشگاه خداوند در مورد هر حرف و حزکتی مسئول و پاسخگو هستیم.
نکته دیگر برخی اظهار نظر هایی است که آقای مشایی می فرمایند و سوتی هایی در آن میدهند که بنده آن را به حساب کم دقتی ایشان می گذارم.
مسئله دیگر تحلیل دوست وبلاگی « گام آخر» در مورد علت علاقه احمدی نژاد به آقای مشایی است که آن را« دم زدن مشایی از امام زمان(عج)» دانسته اند.از شما بعید است چنین تحلیلی داشته باشید.
در پایان از همه دوستان ارزشی که در وبلاگ های خود به انتقاد علیه مشایی می پردازند خواهش می کنم بدون یقین از صحبت های خود مطلبی را نشر ندهند چرا که گاهی قضاوت غلط ایمان ما را بر باد خواهد داد.
والسلام