
از حدود یک سال مانده تا انتخابات ریاست جمهوری دهم، اصلاح طلبان تندرو و کندرو و میانه رو و ... در تکاپوی یافتن سوپر منی بودند تا بتواند در مقابل احمدی نژاد پیروز شود و یا حداقل رای آبرومندی به دست بیاورد تا حیات سیاسی نیمه جان آنها از صحنه سیاست کشور حذف نشود. مطمئنا تنها گزینه ای که اکثر آنها در چنته داشتند، سید محمد خاتمی، رییس جمهور سابق و پدر گفتگوی تمدن ها بود. اما دو مساله اساسی باعث تردید حامیان و نیز خود آقای خاتمی شده بود:اول احتمال رد صلاحیت به دلیل پرونده دست دادن و مصاحبه با دختران نیمه عریان در ایتالیا و دوم، محبوبیت دکتر احمدی نژاد بین مردم.
بنابر این عقل سیاسی حکم می کرد دست به تصمیم زودهنگام نزده تا به مرور زمان شرایط را رصد کنند و پس از شفافیت بیشتر فضا انتخاب بهتری انجام دهند.
اما هر چه زمان می گذشت کم کم از حامیان خاتمی کاسته می شد. از یک سو طیف های تندرو مانند ادوار تحکیم وحدت خاتمی را « ترسو» نامیده و او را برای برآورده کردن انتظارات اپوزیسیونی خود نالایق می دانستند، از سوی دیگر میانه روهایی مانند اعتماد ملی و تعدادی از وزرای دولت اصلاحات، بازگشت دوباره او بر مسند ریاست جمهوری را به ضرر نظام می دانستند. دیگرانی مانند کارگزاران هم که شقه شقه شده و هریک سازی برای خود می زد!
بدین ترتیب ذهنشان به سوی گزینه ای رفت که از سال های دور از او به عنوان مهره ای برای کسب وجهه استفاده می کردند؛ میرحسین موسوی، نخست وزیر دولت آیت ا... خامنه ای.
استرانژی آنها هم این بود که با مطرح کردن میرحسین، اگر فضا جوری پیش رفت که مردم به او روی آوردند، فبه المراد! و اگر این طور نشد، با حمایت از آقای خاتمی و تبلیغ برای او، قسمتی از رای مردم را به نفع خاتمی جلب کند. در هر صورت میرحسین گزینه ای طلایی در دقیقه نود می شد تا به داد اصلاح طلبان برسد.
اما " از قضا سرکنگبین صفرا فزود" !!!
پس از اینکه خاتمی اعلام کرد « یا من می آیم یا میرحسین» نام میرحسین موسوی به عنوان گزینه ای برای انتخابات بر سر زبان ها افتاد و البته قشر خاصی از مردم هم به سمت او روی آوردند. اما یک مشکل اساسی اصلاح طلبان را پریشان کرد، اینکه اصول فکری و سیاسی میرحسین با تفکرات اصلاح طلبی آنها تفاوت زیادی داشت، میرحسین تاکید بر عدالت و مردم داری و استکبار ستیزی داشت، تا جایی که یکی از روزنامه نویسان خارج نشین اصلاح طلبان طی مقاله ای عنوان کرد: « میرحسین کپی برابر اصل احمدی نژاد است» !!!
بنابر این حامیان خاتمی که حضور میرحسین را به نفع خود نمی دانستند و از طرفی پالس هایی از سوی حامیان میرحسین مبنی بر جدیت حضورش در انتخابات صادر می شد، درصدد شدند تا او را از حضور احتمالی منصرف کنند. اما با رفتار های اشتباهی که در پیش گرفتند و حتی دست به تخریب او نیز زدند، اختلافات بین دو گروه زیادتر شده و میرحسین برای اینکه نشان دهد بازیچه دست آنها نیست، شنبه، 26/11 با بیانیه ای حضور فعال و موثر خود در انتخابات را اعلام کرد و با این کار بازی را بر هم زد تا مشکلات اصلاح طلبان را پیچیده تر از قبل کند.
با این حال گفتنی است هنوز هیچ چیز در مورد نقشه های بعدی آنها معلوم نیست و تا موعد ثبت نام کاندیداها باید نظاره گر سردرگمی های اصلاح طلبان بود و دید با چه ترفندی در انتخابات حاضر می شوند.
::---------------------پی نوشت-----------------------::
چهار شنبه این هفته میزبان دکتر احمدی نژاد در یزد هستیم. پیگیری مصوبات استانی سفر دور اول خوشبختانه در حد عالی بوده است.هرچند مخالفان اینجا سیاه نمایی هایی داشته اند!
ان شاء الله در این سفر هم برکات خدادادی نصیب استان و دانشگاه شود.

حضور صمیمانه در متن مردم٬ صحبت کردن از امام و رهبری و شهدا٬ ساده زیستی و ساده گویی(صحبت با مردم به زبان مردم)٬ کار خستگی ناپذیر( از صبح علی الطلوع تا نیمه های شب)٬ مطالبه جدی و بی تعارف از مدیران خود٬ برکناری بدون ملاحظه مسئولان نا هماهنگ و کم کار و ... از ویژگی هایی است که فقط در دولت محبوب دکتر احمدی نژاد مشاهده شده. همان طور که مقام معظم رهبری نیز فرمودند این دولت واقعا دولت کار است.

البته این ویژگی ها تماماْ ویژگی های کارگزاران اسلامی است نه اینکه منحصر به شخص آقای احمدی نژاد باشد و به این دلیل که در دولت های سازندگی و اصلاحات متاسفانه خبری از آنها نبود !!! باعث شیفتگی مردم به شخصیت احمدی نژاد شده است.
اما اصل مطلب!
تحرکات٬ رفتار ها و سخنان آقای خاتمی در این چند مدت او را متفاوت تر از خاتمی سابق نشان می دهد.

مثلا: خاتمی به استان ها سر می زند٬ آن هم استان هایی مرزی مثل ایلام و کردستان و ... . ( در مورد این جمله حتما پی نوشت شماره ۲ را بخوانید! )
خاتمی در صحبت های خود از لزوم حرکت بر اساس تفکرات امام خمینی(ره) و سیاست های رهبری می گوید.
خاتمی با خانواده شهدا و جانبازان دیدار می کند.
خاتمی خود را سرباز كوچك براي ملت می خواند.( ۲۰بهمن در مراسم افتتاح سایت مجمع روحانیون مبارز )
و رفتارهایی ازاین دست که بیشتر به عقب نشینی از مواضع قبلی (هرچند ظاهری!) می ماند و شباهتی تقلیدی و کوچک با گفتمان کاری دولت نهم دارد. در واقع ایشان خود را مجبور می بینند که چنین کنند٬ چرا که مردم با رفتارهای احمدی نژادی آشناتر هستند تا رفتارهای مدرنیته ای!!
آقای خاتمی!
لطفا خودتان باشید!
---------------------------------------------
پی نوشت مهم:
۱- به دلیل تذکرات فراوان دوستان و غیر دوستان! عکس دوم آقای خاتمی را حذف کردم.
۲- دوست عزیز٬ آقای حامد طالبی در تذکر مهمی مطلبزیر را یادآور شدند که اضافه می کنم:
خاتمي توي اين چند وقت به هيچ سفر استانياي نرفته، بلكه يه عده در حدود 30 تا 50 نفر از طرفداران خاتمي از بعضي استانها مثل كردستان و ايلام و قم و مازنداران و غيره از شهرهاي خودشون به تهران اومدن و با آقاي خاتمي ديدار كردن. دفتر خاتمي با شيطنت هميشه توي خبراش مينويسه: خاتمي در جمع مردم فلان شهر .../ در حالي كه اصلا خاتمي به شهرستان نرفته اخيرا و در جمع مردم نبوده، بلكه در جمع تعدادي از هوادارانش بوده كه از شهرستان به شمال تهران آمده بودند/ اگه امكان داره اين نكته رو توي مطلبت اصلاح كن / ضمن اينكه خوبه به اين موضوع بپردازي كه سفر استاني رفتن و حضور بي پيرايه در جمع مردم به اين راحتيها هم نيست... و خاتمي به اين راحتي ها قادر به تقليد از احمدي نژاد نيست //
یکی از این مردانِ مرد٬شهید آیت الله صدوقی٬ افتخار دارالعباده یزد است که در سالروز پیروزی انقلاب٬ مطلب زیر را با ذکر صلواتی به روح بزرگ ایشان تقدیم می کنم:

" استاندار جدیدالورود یزد در پی بالا گرفتن تب انقلاب در یزد به رهبری آیت الله صدوقی٬ طی پیغامی ایشان را تهدید می کند که من مانند استاندار قبلی نیستم و فردی ورزیده و ورزشکارم و روزانه ده ها کیلو شیر می نوشم و صد کیلو وزنه بر می دارم و ... !!
آیت الله صدوقی پس از این پیام به منبر رفته و ماجرای تهدید را به مردم گزارش می کند و به استهزاء این تهدید می گوید: " کاش به جای این آقا٬ دولت برای ما یک گاو فرستاده بود تا از شیر و پنیر آن مردم بهره بیشتری می بردند.!! "
بعد از آن رژیم٬ مسجد حظیره ( مسجدی که محل اجتماع مردم یزد بوده و اکنون نیز مقبره شریف شهید صدوقی در آن واقع است) را به محاصره تانک ها در می آورد و در آن را به روی مردم می بندد.آیت الله صدوقی نیز شجاعانه و بدون اعتنا به خیل نیرو و تجهیزات نظامی به سمت مسجد حرکت می کند که ماموران ممانعت می کنند. آیت الله صدوقی می گویند: " من باید به مسجد بروم و تو هم اگر باید بکشی٬ بیا این سینه من! هدف بگیر و بزن! "
ماموران که از شجاعت ایشان دستپاچه و سردرگم شده بودند راه را باز می کنند و او خود شخصا در مسجد را باز کرده و اقامه نماز می کند.
خبری در رجانیوز منتشر شده مبني بر اينکه رئیس مجلس شورای اسلامی که برای شرکت در چهلوپنجمین اجلاس امنیتی مونیخ در آلمان به سر میبرد، در حاشیه این اجلاس، پاسخ منفعلانه ای به پرسش یکی از حاضران داد که این پرسش با مواضع رهبری و رییس جمهور تفاوت آشکاری دارد.
ظاهرا آقای لاریجانی گفته اند " الان مسائل و مشکلات دیگری داریم. اینکه مرتب به این موضوع حساسیت نشان می دهید نگران کننده است و گرنه راجع به این موضوع هم می توان صحبت کرد اما من نظری ندارم چون مورخ نیستم."

در این مواقع می توان به راحتی نشان داد که وقتی می گوییم فلانی " انقلابی " است یعنی چه!
اصولا بعد از انقلاب اسلامی نظرات و موضع گیری هایی توسط حضرت امام(ره) نسبت به جریانات به خصوص خارجی و دشمن گرفته می شد که کم تر کسی تا قبل از آن جرات بیان آنها را داشت. این مواضع امام را که باعث ایجاد فضایی صریح و بدون واهمه علیه مستکبرین جهان شده بود٬ مواضع انقلابی می نامیدند.جمله معروف " آمریکا هیچ غلطی نمی تواند بکند" نمونه بارزی بر اظهارات انقلابی امام خمینی است.در زمینه این نوع موضع گیری ها بعد از امام٬ مقام معظم رهبری نیز پیشرو بوده و هستند.
اما متاسفانه دوره ای در سطوح بالای کشور با بیان تز " تنش زدایی " شاهد بودیم که علی رغم مواضع انقلابی رهبری٬ دولتمردان و مجلسی ها از اتخاذ جبهه انقلابی علیه دشمنان خودداری می کردند(و شاید هم شرم شان می شد!!)

پس از گذشتن از آن دوره (یا دوره ها) با روی کار آمدن دولت نهم٬ " انقلابی " صفتی بود که برای دولت و شخص دکتر احمدی نژاد زیاد به کار برده می شد. وقتی ماجرای " دروغ هلوکاست " را مطرح کرد و یا بعد از ان سخنان گزنده ای که در صحن سازمان ملل علیه آمریکا و اسراییل بیان کرد و موارد زیادی از این دست٬ معنای انقلابی بودن درباره او خود به خود تعریف می شد و این مساله ای است که مورد قبول دوست ودشمن دکتر هست.

حال با موضع منفعلانه آقای لاریجانی در مورد هلوکاست٬ تفاوت آشکار دو رییس اصولگرا را خیلی راحت می توان تشخیص داد. یکی انقلابی و یکی ...


اگر شمارش كنيد ملاحظه مي كنيد كه دراين بيانيه (يا همان سياه نامه عليه دولت) ۱۸ مرتبه از واژه برنامه ريزي استفاده شده و از اينكه در دولت نهم برنامه ريزي كنار گذاشته شده (!) به شدت تمام انتقاد شده است. ۵۰ جمله و ۱۸ بار برنامه ريزي!
پرسش هاي متعددي درباره محتواي بيانيه آقاي كروبي وجود دارد كه نيازي به مطرح كردن نيست٬ چراكه متن اين بيانيه به نظر بنده تخريب بي اساس دولت است و هيچ جاي تفكري براي خود باقي نمي گذارد.

آقاي كروبي!
جنابعالي كه خود را جزء كساني كه براي اين كشور و انقلاب مبارزه كردهاند مي دانيد و مسئوليت بيشتري بر دوش خود احساس مي نماييد٬ خداي ناكرده دست به بي تقوايي نزنيد! براي تشريح برنامه و جمع آوري راي راه هاي ديگر و البته شرعي نيز هست و نيازي نيست دولت عدالت محور و محبوب ملت را تخريب كنيد!
متن كامل بيانيه كروبي را اينجا ملاحظه كنيد.
--------پــــــــــــــــــــــــــي نوشـــــــــــــــــــــت-----------
* جملاتي كه رنگ آبي دارند عينا از متن بيانيه استخراج شده اند.
* گويا كروبي با قطعي كردن حضورش نظر محسن آرمين در مورد او را تحقق مي بخشد: بازي خراب كن!

خوشبختانه صدا و سیما امسال در رابطه با برنامه های دهه فجر عملکرد قابل تقدیری دارد. امسال صدا و به خصوص سیمای جمهوری اسلامی (علی رغم تمام انتقاداتی که به سایر عملکردهایش وارد است!) توانسته با تهیه انواع ویژه برنامه ها و نیز پخش قسمت های مختلفی از آرشیو زمان انقلاب چهره جالبی از انقلاب برای نسل جدید به نمایش بگذارد.
به طور کلی از اقدامات خوب سیما پس از مدیریت آقای ضرغامی سرزدن به آرشیو تلویزیون بود که در موارد تاریخی صحنه های گاها مهمی را دوباره به نمایش گذاشت.
از میان برنامه ها٬ « سه دهه صلابت » و « بازیگران دیکتاتور» بیش از همه اثر گذار است و ما نسل بعد از انقلاب را عینا با برخی وقایع و حوادث که تا به حال فقط خوانده بودیم آشنا می کند.
کار جالب دیگر این است که سیاسی کاری را کنار گذاشته و از چهره هایی که واقعا در آن زمان انقلابی بودند و الآن جزء دو طیف متفاوت سیاسی کشور هستند استفاده شده است.
-----------------------------------------------------------------
پی نوشت:
* البته در یک برنامه ای از آقای جاسبی( رییس غیر قانونی دانشگاه آزاد اسلامی) به عنوان مبارز انقلابی! دعوت شده بود که به مزاج ما خوش نیامد!

وقتی تلویزیون فیلم ماجرای جدل اردوغان و شیمون پرز را نشان می داد٬ غروری وصف ناشدنی وجودم را گرفته بود و از فرط هیجان فریاد می زدم: الله اکبر ....
در آن لحظه اردوغان را تنها در یک هیئت تصور می کردم٬ او در آن لحظه هیبت یک سرباز خمینی را داشت و بس...
آری یک سرباز روح الله٬ که با جرات و شجاعت یک بچه مسلمان بسیجی٬ تشت رسوایی اسراییلی ها را به صدا در آورد.
نکته ای که در این حرکت اردوغان مهم به نظر آمد٬ این بود که رسانه های دنیا دیگر نتوانستند آن را سانسور کنند! چرا که در طول جنگ غزه رسانه های غربی (که وابستگی آنها به صهیونیسم قبلا برملا شده بود) فجایع انسانی در غزه را سانسور کردند تا ماهیت پست صهیونیسم پنهان بماند. اما اردوغان با حمله شجاعانه به پرز در هنگام پخش زنده مراسم داووس و عجز او را در پاسخگویی روشن کرد تا مردم دنیا بیشتر از اسراییل و رژیم صهیونیستی بدانند.
اما مسئله مهم تر اینکه از این پس سران برخی کشور های عربی باید خود را تا مدت ها از دید مردم پنهان کنند٬ چرا که با این عمل اردوغان فکر نکنم آیرویی برای خود ببینند. آنهایی که ذلیلانه با رژیم صهیونیستی همکاری کردند تا عرب هایی از تبار خودشان به خاک و خون کشیده شوند.
به راستی که اردوغان در ایام جشن سی سالگی انقلاب اسلامی نمونه ای از اندیشه حضرت امام خمینی را نشان داد تا دشمنان بیش از پیش نسبت به نفوذ انقلاب اسلامی در جهان احساس خطر کند...
------------------------------------------------------------------------
پی نوشت:

جریان اصلاح طلب در دوره دوم آقای خاتمی از هم گسسته شد و صداهای متفاوتی از درون جبهه آنها به گوش رسید. عده ای قائل به تندروی دیگران بودند و عده ای بقیه را محافظه کار می خواندند.گروه هایی مانند تحکیم و مشارکت و سازمان مجاهدین می گفتند خاتمی نتوانسته انتظارات ما را برآورده کند و باید تیغ تیز تری بر حکومت بکشد. در مقابل افرادی مانند کروبی و منتجب نیا و ... که بعدها حزب اعتماد ملی را تشکیل دادند٬ از تندروی آنها انتقاد کرده و خواهان تجدیدنظر در رویه اصلاحات شدند.
این اختلاف در جریان انتخابات ریاست جمهوری نهم بیش از پیش نمایان شد و نتیجه آن کاندیداتوری کروبی و معین بود. از زمانی که مهدی کروبی که به " شیخ اصلاحات " معروف شده بود٬ برای کاندیداتوری در انتخابات قبلی اعلام آمادگی کرد٬ سایر اصلاح طلبان دست بر سر زده که " این دیگه از کجا پیداش شد؟! " حضور کروبی ضربه شدیدی بر اتحاد اصلاح طلبان وارد کرد و موجب جدایی این دو طیف از یکدیگر شد. هر چند در نظر ما سر و ته هردو از یک کرباس است!!

بعد از این جریان کروبی دست به انتقادهای تند و تیز و گاه افشاگری هایی از درون اصلاحات زد که موجب آشفتگی آنها شده بود. برای نمونه جایی گفته بود: اصلاحات جمع عده ای ورشکسته سیاسی است! و یا : اصلاح طلب ها ۱۰ نفرند که ۱۸ تا حزب زده اند!! ( در دقیق بودن عدد ها شک دارم ولی نسبت آنها در این حدود بود.)
خلاصه شیخ مهدی کروبی تبدیل شد به عنصر آبرو ریز دوم خردادی ها که نمی دانند با او چه کار کنند!
در همین انتخابات هم که دوباره کروبی اعلام حضور کرده٬ و علاوه بر اعلام حضورش التیماتومی که به جبهه اصلاحات داد٬ دوم خردادی ها را کلافه کرده و بیچاره ها را دچار فشارهای سیاسی شدیدی کرده است.
در همین حال هفته پیش با اظهار نظر آقای خاتمی مبنی بر حضور خودش یا میرحسین در انتخابات و تلاش گروه هایی برای متقاعد کردن میرحسین٬ غوزی بالای غوز های اصلاح طلبان بوجود آمده که خلاصی از آن را برای شان دشوار کرده.

آنها از طرفی نمی خواهند از میرحسین روی بگردانند٬ و این مهره را برای کسب وجهه در دوره های بعد نگه دارند٬ و از طرفی هم با دیدگاه های میرحسین موافقت کاملی ندارند و هم می دانند که باید با توان حداکثری یعنی کاندیداتوری خاتمی وارد انتخابات شوند تا شانس بیشتری برای رقابت با احمدی نژاد داشته باشند.
توصیه می کنم این مقاله را که در ادامه مطلب گذاشته ام حتما حتما بخوانید.
