
اینها فکر کردند جمهوری اسلامی مثل گرجستان و اکراین و شوروی است که یک عده بچه سوسول --- با چهار تا مغازه آتش زدن و سنگ انداختن بخواهند نظام را به اجرای خواسته های ضد نظام خود وادار کنند!!
آقای موسوی! البته تو دلقکی در دست دشمنان بیشتر نیستی! و خطابم با آنهاست که تو را وارد صحنه کرده اند! این نظام و انقلاب با خون هزاران شهید و با آه میلیون ها مظلوم و مستضعف بیمه شده است٬ این مملکت با دعای امام زمان(روحی له الفدا) بیمه شده و اراذل و اوباشی مثل شما نمی توانند به راحتی آن را تصاحب کنند.
هر موقع ۳۰۰هزار کشته دادید آن وقت ادعای تصاحب مملکت را بکنید...

دیشب بالاخره انتظار همه سر آمد و میرحسین موسوی(کاندیدای مشارکت و مجاهدین) رو در روی دکتر احمدی نژاد قرار گرفت تا ملت فهیم ایران خودشان به قضاوت بنشینند.
دیشب یکی از شب های به یادماندنی برای تاریخ سیاسی ایران پس از انقلاب بود. دیشب دکتر حرف دل ملت را پس از بیست و چند سال می زد!

دیشب مشخص شد آقایانی که ۴ سال است برای زمین زدن امید دل محرومین و مستضعفین تمام تلاش خود را کردند، حرفی برای گفتن ندارند، چه آنها که شمشیر از رو بسته اند و چه آنها که خنجر از پشت میزنند!
موسوی حتی یکی از سوالات احمدی نژاد را پاسخ نداد و البته این از قبل هم قابل پیش بینی بود. چرا که ما می دانستیم همان هایی که ۳ ماه است به موسوی حرف های خود را دیکته می کنند،برای مناظره هم گفته اند چه بگوید و با استراتژی فرار از سوالات وقت را پشت سر بگذراند!
دیشب ملت سطح فکر و اندیشه مخالفان دولت عدالت محور را فهمیدند.
دیشب همه دیدند تفاوت دیدگاه های سرباز فدایی راه هاشمی را با دیدگاه های امام و رهبری که اتفاقا انگیزه خود را برای حضور در انتخابات درخطر دیدن راه امام(ره) عنوان می کند!!
امروز که به سایت های حامی آقای موسوی سر می زدم٬ تنها یک حرف را تکرار کرده بودند: اخلاق در برابر بی اخلاقی!!
ادعای آقایان این است که احمدی نژاد بی اخلاقی کرده موسوی با متانت و اخلاق اسلامی جواب دکتر را داده است!
کدام جواب؟ اگر یک جواب از دهن آقای موسوی شنیدید به ما هم بگویید تابدانیم!!
چرا نگفت در زمان تورم ۴۹.۵ درصدی کجا بود؟ چرا نگفت د زمان اغتشاشات قومی و کشتارها در نقاط مرزی چرا احساس خطر نکرد؟
چرا جوابی نداد که ۱۸ تیر ۷۸ کجا بود و چه عکس العملی نشان داد؟!
چرا از اعتراض چندباره شخص خود از تنها روزنامه منتقد دولتش دفاع نکرد؟
و ........
یا حتی شنیده می شود عده ای میگویند احمدی نژاد آبروی نظام و استوانه های آن را برد!! می گویند چرا احمدی نژاد از یه عده اسم آورده است؟!
اولا شما همان هایی هستید که می گویید چرا دولت نهم فقط شعار مبارزه با مفاسد اقتصادی داده است و اسم یک نفر را هم تا حالا معرفی نکرده است؟ ( مهندس موسوی در دانشگاه آزاد یزد: سوال من این است چطور دولتی که 4 سال مبارزه با فساد سر میدهد، نمیتواند یک نفر از اینها را تحویل دادگاه بدهد؟)
ثانیا؛ کدام نظام؟ خوب است آقایان یکبار دیگر فیلم مناظره را ببینند تا جواب احمدی نژاد رابشنوند: شما چرا خودتان را جاي نظام مي نشانيد؟
چرا همیشه چند نفر را به عنوان نظام می دانید ؟ مگر مردم عزیزمان همان نظام نیستند؟ اگر هم قرار باشد شخصی به عنوان نظام شناخته شود٬ فقط و فقط مقام معظم رهبری است٬ نه کس دیگر!
حالا که دیگر باند فاسد قدرت - ثروت هاشمی رسوا شد و حرف دل مردم را احمدی نژاد زد٬ به فکر آبروی نداشته خود باشید!
نصر من الله و فتح قریب...
************************************************
پــــــــــــــــــــــــــــــــــــی نوشت:
پیام هایی که بعد از مناظره به دستم میر سید خیلی جالب بود!
* مناجات موسوی پس از مناظره:
دل می رود ز دستم صاحب دلان خدا را اکبر بیا که محمود بیچاره کرد ما را...
** تخریب معبد امون بزرگ توسط یوزارسیف حکیم بر ملت ایران تبریک باد!
*** به زودی اتوبان شهید احمدی نژاد توسط هاشمی رفسنجانی افتتاح می شود!
دولت گداپرور؟!
بعداز پيامبر اسلام بيست و پنج سال علي(ع) خانهنشين گرديد. در اين بيست و پنج سال عدهاي از كساني كه جزء ياران پيامبر در غزوهها و حوادث بودند كمكم با گرايش به دنيا به اموال فراواني دست يافتند و به جاه و جلال و مال منالي رسيدند. روحيات عوض شده بود، خوي قناعت و سادهزيستي زمان رسول گرامي اسلام جاي خود را به تجمّل داده بود. بالاخره علي(ع)آمد و فرمود اموالي را كه به ناحق گرفته شده به صاحبان آن برخواهم گرداند حتي اگر با آن كنيزان خريده يا مهر زنان خود كرده باشند!
احساس خطر در زراندوزان مترف زبانه كشيد و عدالت علي(ع) را زوال شوكت خود پنداشتند و چاره را در اين ديدند كه تنور فتنه و اتهام را داغ كنند و به علي(ع) مجالي ندهند تا چهرة زيباي عدالت را نمايان سازد. آري چندان هم در كارشان ناموفق نبودند، روزي كه علي(ع) در محراب عبادت كشته شد عدهاي گفتند مگر علی نماز هم ميخوانده است؟!
آري وقتي در عرصة قدرتطلبي و دنياخواهي به حرمت علي (ع) رحم نشود و حريم او را نيز رعايت نكنند چه توقعي است كه براي پيروان راه او حرمتي قائل شوند و آنان را به انواع اتهامات و حتي دشنامها نكوبند؟
آن خانم خانزاده كه دولت نهم را دولت نكبت مينامد خوب ميداند كه با ادامة حاكميت اين دولت ديگر نخواهد توانست ماهي صدهاهزارتومان فقط خرج هندوانة اسبان قيمتي خود كند٬چيزي كه كثيري از فقراء از آن محرومند!!
ديگر با اين دولت نميشود براي مراسم افتتاحيه يك فرودگاه دو ميليارد تومان خرج نمود واتاقهاي مديران را با دكورهاي چندصدميليوني و تعويض نو به نو مبلمانها آراست!!
ديگر باب رانتخواريها و سپس معدوم كردن اسناد آن و مثل نقل و نبات سكه در جيب احباب كردن بسته خواهد شد.

جرم بزرگ اين دولت اين است كه گداپرور است و به جاي پرتر كردن جيب نورچشميهاي نازپرورده كه خونشان از مردم ديگر سرخ تر و ذاتاً شريفزاده متولد شدهاند، همهاش به فكر فقرا است.
به جاي اين كه مدام بر حقوقهاي ميليوني مديران افزوده و اعتنايي به حقوقهاي صدهزارتومان و صدو پنجاه هزار تومان نكند سير صعودي آنها را متوقف و به بالا بردن حقوق محرومان مستضعف (و به قول اينها گدا) پرداخته است!
به جاي اين كه دست بذل و بخشش داشته و هميشه سكّه و دلار از لاي انگشتان سخاوتمند او در كف متملقان بريزد، هم خود مثل فقرا ساده پوش است هم دنبال سير كردن گداهاست و متنفر از اشرافزادههاي ذاتاً نجيب است!

آخر تقصير ندارد احمدينژاد! فرزند آهنگري از قبيلة كاوة محروم است كه نازپروردة تنعم نيست. آري او فاقد آن احساس است كه بتواند اشرافزادگان نجيب كه حق سروري خود از ملت را ميخواهند درك كند. او احساس و لطافت ندارد و شعارهاي زمخت و ناخوشايند سرميدهد: عدالت... عدالت... لاجرم بايد با تمام قدرت او را درهم كوبيد و له كرد آري او گداپرور است!!
پس درود بر این دولت گداپرور!
چه کسانی شرمنده اند!


" آدم می بیند اگر کسی در تریبون های جهانی در مقابل آمریکا و اسرائیل و صهیونیسم و همپیمانانشان بایستند و صریح حرف بزند، یک عده ای اینجا خجالت می کشند! دست به دست هم می مالند و می گویند: آقا آبرویمان رفت! ... چرا خجالت بکشیم؟ مواضع صریح ایران – بخصوص جوان ها – در مقابل ظلم ها و ستم های بین المللی هرگز نبایستی متوقف بشود. " ( 27/2/88 – دیدار با اساتید و دانشجویان کردستان )
مقام معظم رهبری در سفر خود به کردستان، مباحث مهمی را پیرامون انتخابات بیان کرده اند که توجه به آنها ضروری به نظر می رسد. بیانات بالا ، از سخنان مهم ایشان در این سفر است. به نظر می رسد مطرح کردن این مساله از سوی ایشان، به سخنرانی دکتر احمدی نژاد در ژنو و موضع گیری های برخی سیاستمداران داخلی (به خصوص نامزدهایی که همه می شناسند! ) بر می گردد.
زمانی که رئیس جمهور کشورمان در اجلاس ضد نژادپرستی دوربان 2 شرکت کرده و بیانات خود را با ادبیاتی انقلابی در آن اجلاس ابراز داشت، بلافاصله دو کاندیدای ریاست جمهوری این عمل صورت گرفته از جانب احمدی نژاد را مذبوحانه و در کمال ناباوری تقبیح کردند.
این تقبیح آقایان در حالی بود که ملت انقلابی ایران سراسر غرق در شور و شادمانی بودند و همه جا از این کار دکتر تعریف و تمجید می کردند.
میرحسین موسوی در دیدار با دانشجویان دانشگاه فردوسی مشهد، ضمن "افتضاح" خواندن حماسه ژنو، آن را "نتیجه افراطی گری رئیس جمهور ایران" نامید. در ادامه نیز سیاست خارجه دولت نهم را "ماجراجویانه و نپخته" خواند.
کروبی، دیگر کاندیدای احتمالی جناح اصلاح طلب نیز در واکنش تند نسبت به حرکت رئیس جمهور کشورمان، در دانشگاه اراک گفت: " احمدی نژاد مجبور نیست در هر جلسه ای شرکت کند تا ملت ایران مورد اهانت قرار گیرند. "
آنچه در این چهار سال بر دوست و دشمن روشن بوده است، قرابت زیاد سیاست خارجی دولت نهم با گفتمان امام (ره) می باشد. گرچه به عقیده نگارنده، احمدی نژاد تنها توانسته یک هزارم سیاست خلرجی مطلوب امام (ره) را بیان کند و اینچنین هجمه ای علیه او صورت گرفته است!! چرا که اگر نگاهی حتی کلی به دیدگاه های سیاست خارجی امام (ره) بیاندازیم، متوجه جدیت ایشان در مبارزه با استکبار خواهیم شد.
آقایانی که امروز مدام انگ "ماجراجویانه بودن" به سیاست خارجی دولت نهم می زنند، در مورد دیدگاه امام (ره) چه نظری دارند؟ آیا وقتی مام (ره) می فرمایند : " آمریکا هیچ غلطی نمی تواند بکند. " و " اسرائیل باید از صحنه روزگار محو شود. "به دنبال ماجراجویی بوده اند؟
آیا وقتی خمینی کبیر می فرمایند: " ما در صدد خشکانیدن ریشه های فاسد صهیونیزم، سرمایه داری و کمونیزم در جهان هستیم. ما تصمیم گرفته ایم به لطف و عنایت خداوند بزرگ، نظام هایی را که بر این سه پایه استوار گردیده اند نابود کنیم. " به دنبال تنش زدایی بوده اند یا یا ایجاد تنش با دنیای کفر؟

متاسفانه در دوره هایی، مسئولین ما از این ادبیات انقلابی امام (ره) خجالت کشیده و آن را گویی به فراموشی سپرده بودند! ادبیات صحبت های جناب خاتمی در سازمان ملل، گواهی بر این مدعاست و یا نامه 2003 سران دولت اصلاحات به رییس جمهور آمریکا، که در برابر چشم پوشی از آرمانهای انقلاب، حذف نام ایران از محور شرارت خواسته شده بود!!
لازم است آنهایی که ادعای خط امامی دارند و دانسته یا نادانسته سیاست خارجی دولت نهم را زیر سوال می برند، گوشه هایی از صحیفه نور، به ویژه پیام امام (ره) به مناسبت پذیرش قطعنامه را مطالعه کنند و به عمق نگاه بنیانگذار حمهوری اسلامی در روابط خارجی پی ببرند تا شاید دیگر از این ادبیات سخیف درمورد سیاست خارجی دولت نهم استفاده نکنند!
