تبليغاتX
...::: نمکد و ن :::...
پابرهنگان, صاحبان اصلی انقلاب و نظام

دیشب بالاخره انتظار همه سر آمد و میرحسین موسوی(کاندیدای مشارکت و مجاهدین) رو در روی دکتر احمدی نژاد قرار گرفت تا ملت فهیم ایران خودشان به قضاوت بنشینند.

دیشب یکی از شب های به یادماندنی برای تاریخ سیاسی ایران پس از انقلاب بود. دیشب دکتر حرف دل ملت را پس از بیست و چند سال می زد!

دیشب مشخص شد آقایانی که ۴ سال است برای زمین زدن امید دل محرومین و مستضعفین تمام تلاش خود را کردند، حرفی برای گفتن ندارند، چه آنها که شمشیر از رو بسته اند و چه آنها که خنجر از پشت میزنند!

موسوی حتی یکی از سوالات احمدی نژاد را پاسخ نداد و البته این از قبل هم قابل پیش بینی بود. چرا که ما می دانستیم همان هایی که ۳ ماه است به موسوی حرف های خود را دیکته می کنند،برای مناظره هم گفته اند چه بگوید و با استراتژی فرار از سوالات وقت را پشت سر بگذراند!

دیشب ملت سطح فکر و اندیشه مخالفان دولت عدالت محور را فهمیدند.

دیشب همه دیدند تفاوت دیدگاه های سرباز فدایی راه هاشمی را با دیدگاه های امام و رهبری که اتفاقا انگیزه خود را برای حضور در انتخابات درخطر دیدن راه امام(ره) عنوان می کند!!

امروز که به سایت های حامی آقای موسوی سر می زدم٬ تنها یک حرف را تکرار کرده بودند: اخلاق در برابر بی اخلاقی!!

ادعای آقایان این است که احمدی نژاد بی اخلاقی کرده  موسوی با متانت و اخلاق اسلامی جواب دکتر را داده است!

کدام جواب؟     اگر یک جواب از دهن آقای موسوی شنیدید به ما هم بگویید تابدانیم!!

چرا نگفت در زمان تورم ۴۹.۵ درصدی کجا بود؟ چرا نگفت د زمان اغتشاشات قومی و کشتارها در نقاط مرزی چرا احساس خطر نکرد؟

چرا جوابی نداد که ۱۸ تیر ۷۸ کجا بود و چه عکس العملی نشان داد؟!

چرا از اعتراض چندباره شخص خود از تنها روزنامه منتقد دولتش دفاع نکرد؟

و ........

یا حتی شنیده می شود عده ای میگویند احمدی نژاد آبروی نظام و  استوانه های آن را برد!! می گویند چرا احمدی نژاد از یه عده اسم آورده است؟!

اولا شما همان هایی هستید که می گویید چرا دولت نهم فقط شعار مبارزه با مفاسد اقتصادی داده است و اسم یک نفر را هم تا حالا معرفی نکرده است؟ ( مهندس موسوی در دانشگاه آزاد یزد: سوال من این است چطور دولتی که 4 سال مبارزه با فساد سر می‌دهد، نمی‌تواند یک نفر از این‌ها را تحویل دادگاه بدهد؟)

ثانیا؛ کدام نظام؟ خوب است آقایان یکبار دیگر فیلم مناظره را ببینند تا جواب احمدی نژاد رابشنوند: شما چرا خودتان را جاي نظام مي نشانيد؟

چرا همیشه چند نفر را به عنوان نظام می دانید ؟ مگر مردم عزیزمان همان نظام نیستند؟ اگر هم قرار باشد شخصی به عنوان نظام شناخته شود٬ فقط و فقط مقام معظم رهبری است٬ نه کس دیگر!

حالا که دیگر باند فاسد قدرت - ثروت هاشمی رسوا شد و حرف دل مردم را احمدی نژاد زد٬ به فکر آبروی نداشته خود باشید!

نصر من الله و فتح قریب...

************************************************

پــــــــــــــــــــــــــــــــــــی نوشت:

پیام هایی که بعد از مناظره به دستم میر سید خیلی جالب بود!

* مناجات موسوی پس از مناظره:

دل می رود ز دستم صاحب دلان خدا را       اکبر بیا که محمود بیچاره کرد ما را...

** تخریب معبد امون بزرگ توسط یوزارسیف حکیم بر ملت ایران تبریک باد!

*** به زودی اتوبان شهید احمدی نژاد توسط هاشمی رفسنجانی افتتاح می شود!

+ نوشته شده در  پنجشنبه 14 خرداد1388ساعت 16:5  توسط احسان عابدی  | 

دولت گداپرور؟!

بعداز پيامبر اسلام بيست و پنج سال علي(ع) خانه‌نشين گرديد. در اين بيست و پنج سال عده‌اي از كساني كه جزء ياران پيامبر در غزوه‌ها و حوادث بودند كم‌كم با گرايش به دنيا به اموال فراواني دست يافتند و به جاه و جلال و مال منالي رسيدند. روحيات عوض شده بود، خوي قناعت و ساده‌‍‌زيستي زمان رسول گرامي اسلام جاي خود را به تجمّل داده بود. بالاخره علي‌(ع)آمد و فرمود اموالي را كه به ناحق گرفته شده به صاحبان آن برخواهم گرداند حتي اگر با آن كنيزان خريده يا مهر زنان خود كرده باشند!

احساس خطر در زراندوزان مترف زبانه كشيد و عدالت علي(ع) را زوال شوكت خود پنداشتند و چاره را در اين ديدند كه تنور فتنه و اتهام را داغ كنند و به علي(ع) مجالي ندهند تا چهرة زيباي عدالت را نمايان سازد. آري چندان هم در كارشان ناموفق نبودند، روزي كه علي(ع) در محراب عبادت كشته شد عده‌اي گفتند مگر علی نماز هم مي‌خوانده است؟!

آري وقتي در عرصة قدرت‌طلبي و دنياخواهي به حرمت علي (ع) رحم نشود و حريم او را نيز رعايت نكنند چه توقعي است كه براي پيروان راه او حرمتي قائل شوند و آنان را به انواع اتهامات و حتي دشنام‌ها نكوبند؟

آن خانم خان‌زاده كه دولت نهم را دولت نكبت مي‌نامد خوب مي‌داند كه با ادامة حاكميت اين دولت ديگر نخواهد توانست ماهي صدهاهزارتومان فقط خرج هندوانة اسبان قيمتي خود كند٬چيزي كه كثيري از فقراء از آن محرومند!!

ديگر با اين دولت نمي‌شود براي مراسم افتتاحيه يك فرودگاه دو ميليارد تومان خرج نمود واتاق‌هاي مديران را با دكورهاي چندصدميليوني و تعويض نو به نو مبلمان‌ها آراست!!

 ديگر باب رانت‌خواري‌ها و سپس معدوم كردن اسناد آن و مثل نقل و نبات سكه در جيب احباب كردن بسته خواهد شد.

جرم بزرگ اين دولت اين است كه گداپرور است  و به جاي پرتر كردن جيب نورچشمي‌هاي نازپرورده كه خونشان از مردم ديگر سرخ تر و ذاتاً شريف‌زاده متولد شده‌اند، همه‌اش به فكر فقرا است.

 به جاي اين كه مدام بر حقوق‌هاي ميليوني مديران افزوده و اعتنايي به حقوق‌هاي صدهزارتومان و صدو پنجاه هزار تومان نكند سير صعودي آنها را متوقف و به بالا بردن حقوق محرومان مستضعف (و به قول اينها گدا) پرداخته است!

به جاي اين كه دست بذل و بخشش داشته و هميشه سكّه و دلار از لاي انگشتان سخاوتمند او در كف متملقان بريزد، هم خود مثل فقرا ساده پوش است هم دنبال سير كردن گداهاست و متنفر از اشراف‌زاده‌هاي ذاتاً نجيب است!

 آخر تقصير ندارد احمدي‌نژاد! فرزند آهنگري از قبيلة كاوة محروم است كه نازپروردة تنعم نيست. آري او فاقد آن احساس است كه بتواند اشراف‌زادگان نجيب كه حق سروري خود از ملت را مي‌خواهند درك كند. او احساس و لطافت ندارد و شعارهاي زمخت و ناخوشايند سرمي‌دهد: عدالت... عدالت... لاجرم بايد با تمام قدرت او را درهم كوبيد و له كرد آري او گداپرور است!!

پس درود بر این دولت گداپرور!

+ نوشته شده در  دوشنبه 11 خرداد1388ساعت 15:52  توسط احسان عابدی  | 

چه کسانی شرمنده اند!

 

" آدم می بیند اگر کسی در تریبون های جهانی در مقابل آمریکا و اسرائیل و صهیونیسم و همپیمانانشان بایستند و صریح حرف بزند، یک عده ای اینجا خجالت می کشند! دست به دست هم می مالند و می گویند: آقا آبرویمان رفت! ... چرا خجالت بکشیم؟ مواضع صریح ایران –  بخصوص جوان ها – در مقابل ظلم ها و ستم های بین المللی هرگز نبایستی متوقف بشود. " ( 27/2/88 – دیدار با اساتید و دانشجویان کردستان )

مقام معظم رهبری در سفر خود به کردستان، مباحث مهمی را پیرامون انتخابات بیان کرده اند که توجه به آنها ضروری به نظر می رسد. بیانات بالا ، از سخنان مهم ایشان در این سفر است. به نظر می رسد مطرح کردن این مساله از سوی ایشان، به سخنرانی دکتر احمدی نژاد در ژنو و موضع گیری های برخی سیاستمداران داخلی (به خصوص نامزدهایی که همه می شناسند! ) بر می گردد.

زمانی که رئیس جمهور کشورمان در اجلاس ضد نژادپرستی دوربان 2 شرکت کرده و بیانات خود را با ادبیاتی انقلابی در آن اجلاس ابراز داشت، بلافاصله دو کاندیدای ریاست جمهوری این عمل صورت گرفته از جانب احمدی نژاد را مذبوحانه و در کمال ناباوری تقبیح کردند.

این تقبیح آقایان در حالی بود که ملت انقلابی ایران سراسر غرق در شور و شادمانی بودند و همه جا از این کار دکتر تعریف و تمجید می کردند.

میرحسین موسوی در دیدار با دانشجویان دانشگاه فردوسی مشهد، ضمن "افتضاح" خواندن حماسه ژنو، آن را "نتیجه افراطی گری رئیس جمهور ایران" نامید. در ادامه نیز سیاست خارجه دولت نهم را "ماجراجویانه و نپخته" خواند.

کروبی، دیگر کاندیدای احتمالی جناح اصلاح طلب نیز در واکنش تند نسبت به حرکت رئیس جمهور کشورمان، در دانشگاه اراک گفت: " احمدی نژاد مجبور نیست در هر جلسه ای شرکت کند تا ملت ایران مورد اهانت قرار گیرند. "

آنچه در این چهار سال بر دوست و دشمن روشن بوده است، قرابت زیاد سیاست خارجی دولت نهم با گفتمان امام (ره) می باشد. گرچه به عقیده نگارنده، احمدی نژاد تنها توانسته یک هزارم سیاست خلرجی مطلوب امام (ره) را بیان کند و اینچنین  هجمه ای علیه او صورت گرفته است!! چرا که اگر نگاهی حتی کلی به دیدگاه های سیاست خارجی امام (ره) بیاندازیم، متوجه جدیت ایشان در مبارزه با استکبار خواهیم شد.

آقایانی که امروز مدام انگ "ماجراجویانه بودن" به سیاست خارجی دولت نهم می زنند، در مورد دیدگاه امام (ره) چه نظری دارند؟ آیا وقتی مام (ره) می فرمایند : " آمریکا هیچ غلطی نمی تواند بکند. " و " اسرائیل باید از صحنه روزگار محو شود. "به دنبال ماجراجویی بوده اند؟

 آیا وقتی خمینی کبیر می فرمایند: " ما در صدد خشکانیدن ریشه های فاسد صهیونیزم، سرمایه داری و کمونیزم در جهان هستیم. ما تصمیم گرفته ایم به لطف و عنایت خداوند بزرگ، نظام هایی را که بر این سه پایه استوار گردیده اند نابود کنیم. " به دنبال تنش زدایی بوده اند یا یا ایجاد تنش با دنیای کفر؟

متاسفانه در دوره هایی، مسئولین ما از این ادبیات انقلابی امام (ره) خجالت کشیده و آن را گویی به فراموشی سپرده بودند! ادبیات صحبت های جناب خاتمی در سازمان ملل، گواهی بر این مدعاست و یا نامه 2003 سران دولت اصلاحات به رییس جمهور آمریکا، که در برابر چشم پوشی از آرمانهای انقلاب، حذف نام ایران از محور شرارت خواسته شده بود!!

لازم است آنهایی که ادعای خط امامی دارند و دانسته یا نادانسته سیاست خارجی دولت نهم را زیر سوال می برند، گوشه هایی از صحیفه نور، به ویژه پیام امام (ره) به مناسبت پذیرش قطعنامه را مطالعه کنند و به عمق نگاه بنیانگذار حمهوری اسلامی در روابط خارجی پی ببرند تا شاید دیگر از این ادبیات سخیف درمورد سیاست خارجی دولت نهم استفاده نکنند!

+ نوشته شده در  دوشنبه 4 خرداد1388ساعت 11:28  توسط احسان عابدی  | 

** مقدمه **

گاهی وقت ها توجه انسان فقط محدود به چهاردیواری اطراف خودش است و پدیده ها را بر اساس آنچه در اطراف خود می بیند٬ تحلیل می کند.

اغلب ما دانشجوها هم به همین مساله گرفتاریم و همه چیز را تنها در محدوده فضای دانشگاهی و آکادمیک بررسی می کنیم.

 

خدا قسمت مان کرد و نوروز امسال با گروه جهادی جوادالائمه (ع) دانشگاه یزد به مناطق محروم قلعه گنج در جنوب استان کرمان رفتیم.

محرومیت مردم آن منطقه واقعا ملموس است٬ به گونه ای که بعضی جاها نه آب هست و نه حمام و ...

روستای محل کار ما٬ (که اسلام آباد نام داشت) از مناطق کپرنشین بود و کار ما ساختن سرویس های بهداشتی بود. پیرمردی با صفا که حدودا ۷۰ سالش بود٬ دهیار آنجا بود و از ابتدای کار در کنار ما حاضر می شد و کمک می کرد.

پیرمرد خیلی خوش صحبت بود و از همه چیز برایمان تعریف می کرد. بر حسب کنجکاوی و اطلاع از وضعیت اگاهی پیرمرد و مردم منطقه بحث را سیاسی کردم و از پیرمرد پرسیدم: « حاجی! مثل اینکه دولت هم کاری به کار شما نداره ها! به وضع شما که نمی رسه٬ دولت خوبی نیست ؟ درسته؟ »

پیرمرد بلافاصله محکم و با قاطعیت گفت: « دولت خیلی هم خوبه٬ما آقای احمدی نژاد را خیلی دوست داریم!  »

گفتم: « چون قراره براتون خونه بسازه و برنج و روغن بهتون بده؟ »

دوباره محکم گفت: « نه! ما از دولت هیچ چیز نخواستیم و هیچ چیز هم نمی خوایم! »

گفتم: « پس چرا می گین دولت خوبه؟ مگه چیکار کرده براتون؟ »

گفت: « همین که وقتی آقای احمدی نژاد رییس جمهور ما شدند و آقا گفتند من با این دولت به آرامش رسیدم٬ برای ما کافیه! همین که آقای اخمدی نژاد ارزش های ما رو برگردوند سرجاش ما خدا رو شکر می کنیم. دوره های قبل داشتند دین رو نابود می کردند. ما نه خونه می خوایم از دولت نه کوپن و برنج و ... !!! »

دکتر احمدی نژاد

با این جواب قشنگ و ساده و قاطع پیرمرد در حمایت از احمدی نژاد تا چند دقیقه فقط فکر می کردم و هیچ چیز نمی گفتم. 

با خودم گفتم ما رو باش! تو فضای دانشگاهیم و فکر می کنیم مردم عادی از همه چیز بی خبرند! چه طور می شود پیرمردی در نقطه دورافتاده ای از کشور که نه روزنامه هست و اینترنت٬ تلویزیون درست و حسابی هم وجود نداره و ... تحلیل انقلابی و زیبایی از  وضعیت کشور داشته باشه؟

خدا را شکر که جهت گیری های مکتبی و انقلابی دولت نهم را مردم دورافتاده ترین نقاط کشور هم دریافته اند و ۲۲ خرداد ماه می دانند چه کسی لایق مدیریت کشور است.

=============================

این خاطره را هم بخوانید. جالب است.

صرفا یک خاطره ...

+ نوشته شده در  یکشنبه 13 اردیبهشت1388ساعت 15:21  توسط احسان عابدی  | 

 وقتی حماسه آفرینی احمدی نژاد را مشاهده کردم برعکس بقیه اصلا تعجب نکردم! برایم خیلی عادی و طبیعی بود٬ چرا که همه وفاداران به گفتمان امام و انقلاب  باید راهی اینچنین داشته باشند.

 اگر امروز از ادبیات رییس جمهور در مواضع انقلابی اش شگفت زده می شویم به این دلیل است که سیاسیون حرفه ای( به تعبیر دکتر!) مسیر را منحرف کردند و قطاری را که قرار بود با صلابت و اقتدار راهٍ فتح قله ها را طی کند٬ از ریل خود خارج کردند. تنش زدایی٬ اعتماد سازی٬ تساهل و تسامح و ... واژه های لعابداری بودند که برای تز خود عنوان می کردند و چه غصه هایی که رهبر عزیزمان نمی خوردند...

به هر حال سخنرانی و موضع گیری رییس جمهور کنونی ما همان سخنان و مواضع برخواسته از متن اسلام ناب و گفتمان امام(ره) است که خیلی وقت زودتر از اینها باید در مجامع عمومی و بین المللی مطرح می شد٬ اما چه کنیم که حضرات٬ از ادبیات انقلابی شرم شان می شد !!!

اما نکته ظریفی که پس از این ماجرا در ژنو به ذهنم رسید٬ یک نکته انتخاباتی بود!

مدت هاست که برخی دوستان گله مندند که چرا احمدی نژاد فعالیت های تبلیغاتی را شروع نکرده و دیگر دیر شده و رقبا جلوتر رفته اند و ...

وقتی ماجرای ژنو پیش آمد و حرکت احمدی نژاد ملت آزاده ایران را به وجد آورد٬ پیش خودم گفتم« احمدی نژاد که نیاز به تبلیغات ندارد٬ اقدامات و عملکرد او بهترین نوع تبلیغات است. وقتی مردم با این دست کارهای او روح انقلابی خود را دوباره پیدا می کنند و سربلندی و اقتدار خود را در دنیا می بینند٬  مسلما به شخص یا گفتمانی دیگر( حتی اگر بدلی از آن باشد!!) روی نخواهند آورد.»

webdesignsss

به یاد این بیت از لسان الغیب٬ حافظ شیرازی افتادم که:

« یارم چو قدح به دست گیرد            بازار بتان شکست گیرد »

بگذارید رقبا هر چه می خواهند بکنند... 

یارم چو قدح به دست گیرد...

****************پـــــــــــــــــــــي نوشــــــــــــــــــــــــــــت****************

اين پيامك ها تقديم به دكتر احمدي ن‍ژاد و همه حاميانش:

براي دسترسي به تو، داد لازم نيست

رحيل و گوچ و عبور از بلاد لازم نيست

چه غم كه گر تو نباشي تو از بني الزهرا

براي "احمدي" بودن " نژاد " لازم نيست!

***

غده كفر الهي لجن آلود شود

مي شود وعده حق كاش فقط زود شود

در ژنو ضربه تيغ جملات دكتر

غده را باز برش داد كه نابود شود

+ نوشته شده در  سه شنبه 1 اردیبهشت1388ساعت 16:23  توسط احسان عابدی  | 

بزرگترین خیانت احمدی نژاد!

محمود احمدی نژاد، رییس جمهور ایران، در کنار خدماتی که در طی این سال ها انجام داده است، خیانت هایی نیز کرده است که به هیچ وجه  نباید از آنها چشم پوشید.

بزرگترین خیانت احمدی نژاد به نظرمن ، خیانتی بود که به برخی مدعیان اصولگرایی شد. یعنی جدا کردن « اصولگرایی ناب » از « جناح راست »!. بعد از انقلاب، به دلیل برخی اختلاف نظرها، رجال سیاسی را به دو جناح راست و چپ تقسیم کردند و بعدها به اصلاح طلب و اصولگرا معروف شدند.صرف نظر از وضعیت جناح چپ که مدنظر ما نیست، افرادی که در جناح راست محسوب می شدند خود را دلسوخته و مدافع انقلاب و رهبری می دانستند، در حالیکه  با نگاهی دقیق به رفتار بعضی از آنها نمی شد چنین برداشتی کرد. این جناح در جریان انتخابات مجلس هفتم نام اصولگرایی را بر خود گذاشتند و از این پس هر حزب و گروهی که در جناح راست حساب می شد با این نام شناخته می شد. اما « اصولگرایی » تعریف خاص خود را دارد. رهبر معظم انقلاب اسلامی «اصولگرایی» را این گونه تعریف کرده اند: « اصولگرایی به حرف نیست؛ اصولگرایی در مقابل نحله‏های سیاسی رایج کشور هم نیست. این غلط است که ما کشور یا فعالان سیاسی را به اصولگرا و اصلاح‏طلب تقسیم کنیم: اصولگرا و فلان؛ نه. اصولگرایی متعلق به همه‏ی کسانی است که به مبانی انقلاب معتقد و پایبندند و آنها را دوست می‏دارند؛ حالا اسمشان هر چه باشد.»

چنان که از بیانات رهبر معظم انقلاب اسلامی برمی آید، اصولگرایی با حرف و شعار شناخته نمی شود، بلکه در عمل پدیدار می گردد؛ یعنی کسی را می توان اصولگرا نامید که در عمل به اصول اصولگرایی پایبند باشد و از آن اصول پیروی کند. اما اصول اصولگرایی کدامند؟

اگر بخواهیم یک مانیفست واقعی و روشن درباره اصولگرایی ارائه کنیم، بهترین گزینه، اندیشه ها و رفتار سیاسی امام خمینی(ره) و  رهبر انقلاب است. درواقع ارکان اصولگرایی حول تفکرات امام خمینی(ره) و مجموعه ای از اصول قانون اساسی شکل می گیرد و در ادامه با رهنمودهای مقام معظم رهبری جریان می یابد و آرمان آن هم حکومت علوی است. بنابراین اصولگرایی در معنای یک جریان سیاسی نمی گنجد و تا مرز رعایت حداکثری قوانین اسلام در اجتماع و حکومت پیش می رود. اسلام سیاسی با قرائتی که حضرت امام خمینی(ره) از آن ارائه کردند مغز تفکر اصولگرایی به حساب می آید. در اندیشه اصولگرایی  سیاست عین دیانت است و بهترین سیاست هم صداقت. سهم خواهی و منفعت طلبی های حزبی و گروهی جایی در تفکر اصولگرایی ندارد. « نان به نرخ روز خوردن » و « با هرسازی حرکت کردن» در اصولگرایی مذموم است.  رانت خواری و لابی گردانی و بازی های پشت پرده و ساخت و پاخت کردن و ...   نقض کامل اصــولـگـرایـی است. با توجه به این مولفه ها،  نمی توان هر « راستی ای» را « اصولگرا » نامید.  کسانی که به نام اصولگرا شناخته می شوند عمدتا (و نه همه ) از نسل جوان انقلاب و یا از رزمندگان جبهه های جنگ هستند. آنهایی که از امتیاز همراهی امام خمینی (ره) در جریان انقلاب برخوردار بودند و به پست های حساس حکومتی دست یافتند، امروز غالبا در احزاب محافظه کار یا حتی مخالف دیده می شوند. اما معیار اصولگرایی، یارغار امام بودن نیست، بلکه همفکر و هم عقیده بودن با امام است. شخصیت هایی چون امام موسی صدر، مصطفی چمران، محمد حسین بهشتی، محمد جواد باهنر، محمد علی رجائی و شخصیت هایی از این دست  که چهره های اصیل انقلاب شناخته می شوند، را می توان چهره های راستین اندیشه اصولگرایی نامید که فقط همراه امام نبودند، هم مسلک و هم عقیده او نیز بودند.

در راستای انتخابات نهم ریاست جمهوری بود که چهره واقعی برخی از کسانی که خود را اصولگرا می خواندند مشخص شد. آنهایی که با وجود انواع نظرسنجی ها و درک کردن  جو جامعه، حاضر به عقب نشینی از نظرات خود و توافق بر سر یک کاندیدا نشدند و تنها به تقسیم قدرت بعد از نتیجه فکر می کردند. کسانی که در دور دوم انتخابات علی رغم اصولگرا خواندن خود، حاضر نشدند از کاندیدای اصولگرا حمایت کنند چرا که  به ذهن شان هم خطور نمی کرد مردم کسی را انتخاب کنند که نه پشتوانه حزبی دارد و نه قدرت و نفوذ و امکانات رقیب را !

اما بعد از پیروزی احمدی نژاد تازه ابتدای کنار رفتن پرده ها از چهره ها بود. آنها که رقیبش بودند و به ظاهر اصولگرا ، حتی تبریکش هم نگفتند. اما آنهایی که همیشه در فکر منافع خود بودند، گفتند:« احمدی نژاد اصولگراست و ما هم اصولگرا، پس پیروزی او پیروزی ما هم هست!» گر چه رییس ستاد تبلیغاتی کاندیدایی دیگر بودند!! جماعتی دیگر با فریاد « نقد درون گفتمانی» شدید ترین حملات را نثار دولت مکتبی کردند و گفتند: این نقد درون گفتمانی اصولگرایی است! عده ای دیگر  بر طبل « تشدید جنبه نظارتی مجلس» کوبیدند و به هر فعل و قول دولت که می شد، ایراد می گرفتند تا همه بفهمند بردولت نظارت دارند.

اما احمدی نژاد با گفتمان و عملکرد خود نشان داد اصولگرایی عبایی نیست که هرکس بر دوش خود اندازد. خدمت صادقانه، کار مخلصانه، ساده زیستی واقعی( و نه شعاری) ، پایبندی عاشقانه به آرمان های امام و رهبری، مقابله با هر نوع بی عدالتی و تبعیض و ... همه از نشانه های اصولگرایی ناب است که احمدی نژاد آنها را به منصه ظهور گذاشت تا عیار دیگر مدعیان این گفتمان مشخص شود و سیه روی شوند کسانی که تنها ادعای اصولگرایی می کردند.

+ نوشته شده در  دوشنبه 24 فروردین1388ساعت 19:29  توسط احسان عابدی  | 

 

اگر پرسيده شود كه وظيفه يك دانشجوي آگاه و متعهد چيست، «داشتن تفكر انتقادي» پاسخي است كه به ذهن خيلي ها خطور مي كند. يعني تيز بيني، ديدن ضعف و اشكالات و بيان آنها، اما آيا چنين تفكري صحيح است؟

هميشه هنگام تفكر در هر موردي، استفاده از «منطق» بايد به عنوان يك اصل اساسي مد نظر باشد. چرا كه اگر بدون منطق درباره چيزي تفكر و تصميم گيري شود، مطمئناً آن تفكر به بيراهه رفته و حاصلي نخواهد داشت.

بعضاً اين اصل را قبول داريم، اما متأسفانه هنگام عمل، گاهاً مخالف آن را انجام مي دهيم. هميشه بين حمايت و انتقاد خطي كشيده ايم و اين دو را در تقابل يكديگر قرار داده ايم.

حمايت را به معني دوستي و انتقاد را به معني دشمني فرض نموده ايم. تازه گاهي دم از انتقاد سازنده مي زنيم و به انتقاد مخرب مي پردازيم. اما به راستي وظيفه من دانشجوي آرمانخواه چيست؟

پس شايد پاسخ كامل تر و صحيح تر چنين باشد كه دانشجو بايد فقط حقيقت جو باشد. يعني انتقاد و حمايت او به گونه اي اعمال شود كه در راستاي حقيقت جويي قرار گيرد.

متأسفانه مدعيان انتقاد با ناديده گرفتن تمام نكات مثبت، با هدف تخريب به انتقاد مي پردازند. آن طرف هم حاميان، گويي كه هيچ نكته منفي و ضعفي در كار نيست، به حمايت همه جانبه و كوركورانه مي پردازند. نتيجه اين است كه اين دو دسته كاملاً از هم جدا مي شوند و به جاي رسيدن به حقيقت موضوع، به دشمني و لجبازي با يكديگر مي پردازند.

مسلماً اين تقابل هيچ نتيجه اي در بر نخواهد داشت و ثمره آن فراموشي حقيقت جويي است.

مثال بارز اين مسئله، عملكرد منتقدان و حاميان دولت نهم است. بسياري از منتقدان مغزضانه، از همان فرداي انتخاب دكتر احمدي نژاد، دست به تخريب و بدهني و هتاكي نسبت به وي زدند و از سوي ديگر عده اي از حاميان تندرو، چشم بر روي مشكلات و ضعف هاي دولت بسته و به حمايت بي دريغ پرداخته اند.

گويا همه فراموش كرده اند كه ايران از آن همه ماست و هدف بايد آزادي، آزادگي و سربلندي كشور عزيزمان باشد، نه قدرت طلبي و منفعت خواهي.

اگر زماني دانشجويان ما هم به پيروي از اين تفكر، حقيقت جويي و آرمانخواهي را از ياد ببرند جايگاه اصلي خود را گم خواهند كرد.

آنجا ديگر لازم نيست چشم ها را شست، فقط كافي است چشم ها را باز كرد....

+ نوشته شده در  یکشنبه 19 آبان1387ساعت 14:29  توسط احسان عابدی  | 

چند وقت پیش یکی از دوستان و البته از روی شوخی٬ می گفت «بابا جمع کنید این دولت تون رو٬ خاتمی گفت آزادی٬ خب آورد٬اما بعد از سه سال کو عدالت؟؟!!»

اون لحظه  به خنده ای بسنده کردم٬ اما بعدا یه کم فکر کردم و دیدم دوستم راست می گفت٬ اون آقا شعار اصلیش آزادی بود و در عرض یکی دوسال توانست شعارش را عملی کند٬ حالا خوب یا بد!!!!

 

اما حالا بعد از گذشت سه سال از عمر دولتی که مدعی عدالت بود٬ هنوز می بینیم بی عدالتی هایی که در کوچه پس کوچه ها و در ادارات و در بانک ها و ...سرگردان است؟

اما ... چرا احمدی نژاد نتوانست شعار عدالتش را عملی کند؟؟

کدامین دست های پنهانی در کار بود که حتی بعضی جاها اشک رییس جمهورمان را درآورد؟

اصلا چه سری در این عدالت خواهی هست که حتی امیرالمومنین هم نتوانستند آن طور که باید٬ آن را تحقق ببخشند؟

یادم به سخنی از خود رییس جمهور افتاد که می گفت:« نبرد حق و باطل از ازل بوده و تا ابد هم خواهد بود٬ و ما هم در این سال ها درگیر این نبرد بوده ایم»(نقل به مضمون)

عدالت خواهی بی شک یکی از عرصه های اصلی مبارزه با باطل است و هرکس در آن سوی میدان قرار بگیرد٬ خود را باطل ساخته و باید منتظر نابودی خویش باشد.

راستی تامل کنید٬ ببینید متوجه می شوید چه کسانی در حال حاضر روبروی احمدی نژاد صف کشیده اند تا مبادا شعار عدالتش خواب شبانه آنها را بر هم زند؟!

چه کسانی از مماشات و مدارا با دولت عدالت خواه سخن می گویند؟

+ نوشته شده در  پنجشنبه 14 شهریور1387ساعت 12:1  توسط احسان عابدی  | 

 

احمدی نژاد و محبوبیت فرامرزی

جای شما خالی...ابن دو هفته که نبودم خدا قسمت کرد رفتم عمره دانشجویی(همه بچه شیعه ها رو هم دعا کردم) خوب در این دو شهر آسمانی مدینه و مکه مردم از سراسر نقاط جهان پیدا می شود، آسیایی،اروپایی،افریقایی و ... . وقتی کنارشان می نشینی با یک سلام می توانی سر صحبت را باز کنی.از آنجا که طبع ما را با سیاست پیوند زده اند می رویم سراغ مسایل سیاسی.متاسفانه از بس بعضیا دم از منزوی شدن ایران و ایرانی پس از احمدی نژاد زده اند که جرات نمی کنی همان اول حرفی از احمدی نژاد بزنی، ولی وقتی پس از مقدمه چینی نام احمدی نژاد را می آوری و طرف با لبخندی نام کامل دکتر رت تکرار می کند دلت قرص می شود و سر بحث را باز می کنی.

با یک هندی اهل تسنن صحبت می کردم و او با حرارت و با اشاره دست و صورت از سقوط آمریکا و پیروزی ایران و احمدی نژاد می گفت!

وقتی یا پیرمرد لبنانی در مسجدالنبی گپ می زدم از برادری ایرانیان و لبنانی ها می گفت و می گفت ما به ایران و احمدی نژاد امید داریم!

وقتی عکسی از رییس جمهور را به محمد،جوان اهل مدینه، نشان دادم با شوق گفت:« اوه...السید محمود احمدی نجاد...» و از علاقه خود به امام و آقا و احمدی نژاد می گفت.

فرقی نمی کرد،پاکستانی،ترکیه ای، مصری و ... ایران و ایرانی را دوست داشتند. و اینجا بود که شانتاژ دشمنان احمدی نژاد در مورد انزوای ایران به طور کامل از ذهنم پاک شد.

چند روز پیش تلویزیون تصاویر استقبال مسلمانان ترکیه  از احمدی نژاد را  پس از نماز جمعه نشان می داد که از سد نیروهای امنیتی عبور کرده و خود را به دکتر می رساندند و با سر دادن شعار های مرگ بر آمریکا و مرگ بر اسراییل، می خواستند همدلی و همراهی خود با ایران و احمدی نژاد در مبارزه با آمریکا و اسراییل را نشان دهند.

+ نوشته شده در  دوشنبه 28 مرداد1387ساعت 10:28  توسط احسان عابدی  | 

 
>