هرچند حضور یا عدم حضور برخی اشخاص و مسئولین مانند هاشمی رفسنجانی و خاتمی در مراسم تنفیذ حکم ریاست جمهوری احمدی نژاد خیلی مهم نبود٬ اما چند نکته را درون خود داشت:

۱- ابطحی در اعترافات خود گفته بود٬ هاشمی٬ خاتمی و موسوی با یکدیگر هم پیمان شده بودند و ... . مجمع تشخیص مصلحت در پاسخی این مساله را رد کرد و گفت هاشمی از هیچ کاندیدایی حمایت نکرد!
اما عدم حضور آقای هاشمی در مراسم تنفیذ٬ تایید محکمی بود بر اینکه هاشمی در پیمان خود با دوستانش ثابت قدم است و هنوز آنها را تنها نگذاشته است!!
۲- آقای هاشمی نشان داد که به ریاست جمهوری قانونی آقای احمدی نژاد معترض است و حکم قانون و شورای نگهبان را نپذیرفته است. و این قانونمداری ایشان و پایبندی به اصول نظام را کاملا زیرسوال برد.

۳- رفتار آقای هاشمی و عدم حضور در مراسم تنفیذ نگرانی ما را نسبت به شخصیت ایشان بیش از پیش کرد. چرا که اگر هنوز رگه هایی از امید به بازگشت ایشان می دیدیم دیگر امید زیادی نداریم...!!
۴- هاشمی با این کار٬ خود را در چشم مردم کوچک تر کرد. چرا که علاوه بر آن ۵/۲۴ میلیون نفر٬ حالا دیگر بسیاری از حامیان موسوی نیز پذیرفته اند که تقلبی در کار نبوده و اعتراضات دیگر جنبه عقلانی و قانونی ندارد. پس هرگونه رفتاری که نشاندهنده اعتراض به نتیجه انتخابات باشد٬ همراه با غرض و مرض است و لاغیر !!!
۵- مطمئنا عدم حضور هاشمی در مراسم تنفیذ٬ فاصله ایشان با رهبری را بیش از پیش کرد و این مساله (که برای ما تاسف آور است) دست مقام معظم رهبری را بازتر می کند تا هشدارهای خود را صریح تر عنوان نمایند و در صورت عدم بازگشت آقای هاشمی٬ کاری که نه خود ایشان( مقام معظم رهبری) دوست دارند و نه دلسوزان نظام٬ انجام دهند و آن طرد هاشمی از نظام است. گرچه رافت و تدبیر معظم له بسیار بیش از آن است که چنین کاری انجام دهند٬ اما وقتی چاره ای نباشد... !
پــــــــــــــــــــــــی نــــــــــــــــــــــو شت
چند وقتی است نمی نویسم. گرچه خیلی دوست دارم بنویسم. خب دلایل مختلفی داره: عدم دسترسی به اینترنت٬ عدم دسترسی به اخبار٬ زندگی مشترک!! و ...
خیلی از دوستان خواسته بودند در مورد مشایی بنویسم. حرف داشتم اما به دلایل بالا نشد.
شاید بعد از اعلام زودهنگام اقامه نماز جمعه این هفته تهران توسط هاشمی رفسنجانی ( که به نظر بنده خالی از شیطنت نبود٬ چرا که همیشه چهارشنبه اعلام می شد نه یکشنبه!! ) تمام توجه اشخاص و نخبگان سیاسی و مردم و به ویژه بنگاه های خبرپراکنی دشمن معطوف به خطبه های ایشان شده بود و همه منتظر بودند تا ببینند هاشمی چگونه از پس این امتحان بزرگ بر می آید.

آنچه ما از هاشمی توقع داشتیم٬ پیروی از خط رهبری و تایید حکم قانونی شورای نگهبان یعنی ریاست جمهوری احمدی نژاد بود٬ و اینکه با دعوت مردم به آرامش و قانع کردن انها٬ دشمنان را نا امید کند.
اما متاسفانه هاشمی از این آزمون آخرتی خود سربلند بیرون نیامد!
هاشمی در خطبه اول خود تحليل مبهمي از تاريخ و دوران پيامبر اكرم و مشكلاتي كه حضرت علي بعد از ارتحال پيامبر داشت ارایه کرد و در هر بندی٬ سعی می کرد مطالبش را پراکنده بگوید. صحبت های هاشمی جوری بود که نمی شد با شرایط فعلی خیلی منطبق کرد و حداقل ایشان این کار را نتوانست انجام دهد.
هاشمی با عنوان « تردید داشتن مردم در انتخابات » علنا فاصله خود را با رهبری نمایان کرد و در عملی بسیار بدتر اعلام کرد که « تردید مثل خوره به جان ما افتاد و برای رفع تردید باید کاری کنیم » !!!
اشتباه بزرگ دیگر هاشمی انجا بود که در واكنش به شعارهاي نمازگزاران اظهار داشت: "اجازه بدهيد، من كه بهتر از شما ميگويم. ول كنيد. "
و این یعنی قرار دادن خود در خط معترضین به نتیجه انتخابات که توسط شورای نگهبان تایید شده و همه باید به آن پایبند باشند.
در واقع آقای هاشمی با این گفته خود عدم پیروی از قانون را که خودش بار ها در خطبه ها به آن تاکید کرده بود٬ را نشان داد.
مسئله بعدی ارایه راه حل برای برون رفت از این اوضاع توسط ایشان بود که به جز راه حل اول٬ ما بقی صحبت ها مردودی ایشان در این آزمون را شدت بخشید.
اینکه همه به قانون پایبند باشند چیز تازه ای نبود اما لازم بود بیان کند. گرچه در همین راه حل هم شیطنت هایی کرد.(وقتی گفت: البته بازگرداندن اعتماد، یک روز و یک شب نمیشود.)
راه حل دوم که همه بیایند حرف خودشان را بزنند و صدا وسیما هم این کار را بکند چیز کهنه شده ای است که پس از این همه روز دیگر کسی نمی خواهد دلیلی از کسی بشنود. چرا که اگر کسی حرفی داشت برای شورای نگهبان می زد!!
شیطنت دیگر هاشمی انجا بود که گفت: از فرصت 5 روزهای که رهبر انقلاب به شورای نگهبان دادند، استفاده خوبی نشد، نمیخواهم بگویم، تقصیر چه کسی بود؟
واقعا اگر هاشمی این حرف بی پایه را که (نمیخواهم بگویم، تقصیر چه کسی بود؟) نمی زد٬ اتفاقی می افتاد؟! مگر این حرف ثمری جز تردید بیخودی مردم به بزرگان نظام چیز دیگری در پی دارد؟!
گاف و اشتباه بزرگ دیگر هاشمی بیان مطلبی در باره آزاد کردن افراد بازداشت شده در جریان اغتشاشات اخیر بود!
هاشمي مطابق همان بند اول صحبتش كه گفت همه بايد تابع قانون باشيم، بايد ميگفت كه قانون به امور زندانيان رسيدگي كند و آنهايي را كه مجرم هستند به سزاي اعمالشان برساند و آنهايي كه درحد آزاد كردن هستند را آزاد كند، نه اينكه در نماز جمعه خودش را جاي قاضي قرار بدهد و بگويد اتفاقي نيافتاده و فرمان به آزادي زندانيان بدهد.
شاید آقای هاشمی نمی داند این افرادی که بازداشت شده اند به جرمی و به چه دلایل تاسف آوری در بازداشت هستند. ای کاش قوه قضاییه اجازه دهد تا وزارت اطلاعات اعترافات این افراد را منتشر کند تا سیه روی شود هر که د او غش باشد!!!
به هر حال از نظر بنده هاشمی در این آزمون که چشم بسیاری از دلسوزان نظام به آن بود٬ رد شد و نتوانست خود را سربلند کند.
آقای هاشمی !
ای کاش متوجه راهی که در آن افتاده اید باشید. عذاب خدا بسیار دردناک است...

اینها فکر کردند جمهوری اسلامی مثل گرجستان و اکراین و شوروی است که یک عده بچه سوسول --- با چهار تا مغازه آتش زدن و سنگ انداختن بخواهند نظام را به اجرای خواسته های ضد نظام خود وادار کنند!!
آقای موسوی! البته تو دلقکی در دست دشمنان بیشتر نیستی! و خطابم با آنهاست که تو را وارد صحنه کرده اند! این نظام و انقلاب با خون هزاران شهید و با آه میلیون ها مظلوم و مستضعف بیمه شده است٬ این مملکت با دعای امام زمان(روحی له الفدا) بیمه شده و اراذل و اوباشی مثل شما نمی توانند به راحتی آن را تصاحب کنند.
هر موقع ۳۰۰هزار کشته دادید آن وقت ادعای تصاحب مملکت را بکنید...

دیشب بالاخره انتظار همه سر آمد و میرحسین موسوی(کاندیدای مشارکت و مجاهدین) رو در روی دکتر احمدی نژاد قرار گرفت تا ملت فهیم ایران خودشان به قضاوت بنشینند.
دیشب یکی از شب های به یادماندنی برای تاریخ سیاسی ایران پس از انقلاب بود. دیشب دکتر حرف دل ملت را پس از بیست و چند سال می زد!

دیشب مشخص شد آقایانی که ۴ سال است برای زمین زدن امید دل محرومین و مستضعفین تمام تلاش خود را کردند، حرفی برای گفتن ندارند، چه آنها که شمشیر از رو بسته اند و چه آنها که خنجر از پشت میزنند!
موسوی حتی یکی از سوالات احمدی نژاد را پاسخ نداد و البته این از قبل هم قابل پیش بینی بود. چرا که ما می دانستیم همان هایی که ۳ ماه است به موسوی حرف های خود را دیکته می کنند،برای مناظره هم گفته اند چه بگوید و با استراتژی فرار از سوالات وقت را پشت سر بگذراند!
دیشب ملت سطح فکر و اندیشه مخالفان دولت عدالت محور را فهمیدند.
دیشب همه دیدند تفاوت دیدگاه های سرباز فدایی راه هاشمی را با دیدگاه های امام و رهبری که اتفاقا انگیزه خود را برای حضور در انتخابات درخطر دیدن راه امام(ره) عنوان می کند!!
امروز که به سایت های حامی آقای موسوی سر می زدم٬ تنها یک حرف را تکرار کرده بودند: اخلاق در برابر بی اخلاقی!!
ادعای آقایان این است که احمدی نژاد بی اخلاقی کرده موسوی با متانت و اخلاق اسلامی جواب دکتر را داده است!
کدام جواب؟ اگر یک جواب از دهن آقای موسوی شنیدید به ما هم بگویید تابدانیم!!
چرا نگفت در زمان تورم ۴۹.۵ درصدی کجا بود؟ چرا نگفت د زمان اغتشاشات قومی و کشتارها در نقاط مرزی چرا احساس خطر نکرد؟
چرا جوابی نداد که ۱۸ تیر ۷۸ کجا بود و چه عکس العملی نشان داد؟!
چرا از اعتراض چندباره شخص خود از تنها روزنامه منتقد دولتش دفاع نکرد؟
و ........
یا حتی شنیده می شود عده ای میگویند احمدی نژاد آبروی نظام و استوانه های آن را برد!! می گویند چرا احمدی نژاد از یه عده اسم آورده است؟!
اولا شما همان هایی هستید که می گویید چرا دولت نهم فقط شعار مبارزه با مفاسد اقتصادی داده است و اسم یک نفر را هم تا حالا معرفی نکرده است؟ ( مهندس موسوی در دانشگاه آزاد یزد: سوال من این است چطور دولتی که 4 سال مبارزه با فساد سر میدهد، نمیتواند یک نفر از اینها را تحویل دادگاه بدهد؟)
ثانیا؛ کدام نظام؟ خوب است آقایان یکبار دیگر فیلم مناظره را ببینند تا جواب احمدی نژاد رابشنوند: شما چرا خودتان را جاي نظام مي نشانيد؟
چرا همیشه چند نفر را به عنوان نظام می دانید ؟ مگر مردم عزیزمان همان نظام نیستند؟ اگر هم قرار باشد شخصی به عنوان نظام شناخته شود٬ فقط و فقط مقام معظم رهبری است٬ نه کس دیگر!
حالا که دیگر باند فاسد قدرت - ثروت هاشمی رسوا شد و حرف دل مردم را احمدی نژاد زد٬ به فکر آبروی نداشته خود باشید!
نصر من الله و فتح قریب...
************************************************
پــــــــــــــــــــــــــــــــــــی نوشت:
پیام هایی که بعد از مناظره به دستم میر سید خیلی جالب بود!
* مناجات موسوی پس از مناظره:
دل می رود ز دستم صاحب دلان خدا را اکبر بیا که محمود بیچاره کرد ما را...
** تخریب معبد امون بزرگ توسط یوزارسیف حکیم بر ملت ایران تبریک باد!
*** به زودی اتوبان شهید احمدی نژاد توسط هاشمی رفسنجانی افتتاح می شود!
چه کسانی شرمنده اند!


" آدم می بیند اگر کسی در تریبون های جهانی در مقابل آمریکا و اسرائیل و صهیونیسم و همپیمانانشان بایستند و صریح حرف بزند، یک عده ای اینجا خجالت می کشند! دست به دست هم می مالند و می گویند: آقا آبرویمان رفت! ... چرا خجالت بکشیم؟ مواضع صریح ایران – بخصوص جوان ها – در مقابل ظلم ها و ستم های بین المللی هرگز نبایستی متوقف بشود. " ( 27/2/88 – دیدار با اساتید و دانشجویان کردستان )
مقام معظم رهبری در سفر خود به کردستان، مباحث مهمی را پیرامون انتخابات بیان کرده اند که توجه به آنها ضروری به نظر می رسد. بیانات بالا ، از سخنان مهم ایشان در این سفر است. به نظر می رسد مطرح کردن این مساله از سوی ایشان، به سخنرانی دکتر احمدی نژاد در ژنو و موضع گیری های برخی سیاستمداران داخلی (به خصوص نامزدهایی که همه می شناسند! ) بر می گردد.
زمانی که رئیس جمهور کشورمان در اجلاس ضد نژادپرستی دوربان 2 شرکت کرده و بیانات خود را با ادبیاتی انقلابی در آن اجلاس ابراز داشت، بلافاصله دو کاندیدای ریاست جمهوری این عمل صورت گرفته از جانب احمدی نژاد را مذبوحانه و در کمال ناباوری تقبیح کردند.
این تقبیح آقایان در حالی بود که ملت انقلابی ایران سراسر غرق در شور و شادمانی بودند و همه جا از این کار دکتر تعریف و تمجید می کردند.
میرحسین موسوی در دیدار با دانشجویان دانشگاه فردوسی مشهد، ضمن "افتضاح" خواندن حماسه ژنو، آن را "نتیجه افراطی گری رئیس جمهور ایران" نامید. در ادامه نیز سیاست خارجه دولت نهم را "ماجراجویانه و نپخته" خواند.
کروبی، دیگر کاندیدای احتمالی جناح اصلاح طلب نیز در واکنش تند نسبت به حرکت رئیس جمهور کشورمان، در دانشگاه اراک گفت: " احمدی نژاد مجبور نیست در هر جلسه ای شرکت کند تا ملت ایران مورد اهانت قرار گیرند. "
آنچه در این چهار سال بر دوست و دشمن روشن بوده است، قرابت زیاد سیاست خارجی دولت نهم با گفتمان امام (ره) می باشد. گرچه به عقیده نگارنده، احمدی نژاد تنها توانسته یک هزارم سیاست خلرجی مطلوب امام (ره) را بیان کند و اینچنین هجمه ای علیه او صورت گرفته است!! چرا که اگر نگاهی حتی کلی به دیدگاه های سیاست خارجی امام (ره) بیاندازیم، متوجه جدیت ایشان در مبارزه با استکبار خواهیم شد.
آقایانی که امروز مدام انگ "ماجراجویانه بودن" به سیاست خارجی دولت نهم می زنند، در مورد دیدگاه امام (ره) چه نظری دارند؟ آیا وقتی مام (ره) می فرمایند : " آمریکا هیچ غلطی نمی تواند بکند. " و " اسرائیل باید از صحنه روزگار محو شود. "به دنبال ماجراجویی بوده اند؟
آیا وقتی خمینی کبیر می فرمایند: " ما در صدد خشکانیدن ریشه های فاسد صهیونیزم، سرمایه داری و کمونیزم در جهان هستیم. ما تصمیم گرفته ایم به لطف و عنایت خداوند بزرگ، نظام هایی را که بر این سه پایه استوار گردیده اند نابود کنیم. " به دنبال تنش زدایی بوده اند یا یا ایجاد تنش با دنیای کفر؟

متاسفانه در دوره هایی، مسئولین ما از این ادبیات انقلابی امام (ره) خجالت کشیده و آن را گویی به فراموشی سپرده بودند! ادبیات صحبت های جناب خاتمی در سازمان ملل، گواهی بر این مدعاست و یا نامه 2003 سران دولت اصلاحات به رییس جمهور آمریکا، که در برابر چشم پوشی از آرمانهای انقلاب، حذف نام ایران از محور شرارت خواسته شده بود!!
لازم است آنهایی که ادعای خط امامی دارند و دانسته یا نادانسته سیاست خارجی دولت نهم را زیر سوال می برند، گوشه هایی از صحیفه نور، به ویژه پیام امام (ره) به مناسبت پذیرش قطعنامه را مطالعه کنند و به عمق نگاه بنیانگذار حمهوری اسلامی در روابط خارجی پی ببرند تا شاید دیگر از این ادبیات سخیف درمورد سیاست خارجی دولت نهم استفاده نکنند!

قابل توجه حضراتی که شانتاژ تخریبی علیه اقتصاد دولت راه انداخته اند:

1- ديوان محاسبات در گزارش تفریغ بودجه سال 1383 ميگويد كه 1029 دستگاه دولتي اصلاً جواب ديوان را هم ندادهاند!!
2- در سال 83 بايد 34 ميليارد دلار از درآمدهاي نفتي توسط شركت ملي نفت ايران به خزانه واريز ميشد كه تنها 28 ميليارد دلار به خزانه واريز شده است و 6 ميليارد تخلف محسوب شده است و اگرچه اين تخلف در واقع گردش در حسابهاي مختلف وزارت نفت است و به مرور تصفيه ميشود اين تخلف در سال 86 به تدريج كاهش يافته و به 1 ميليارد دلار كاهش يافته است و 5 ميليارد دلار مستقيماً به خزانه واريز شده است.
3- در برنامه سوم توسعه قرار بود 56 ميليارد دلار از درآمدهاي ارزي استفاده شود در حالی که در سال 1381، اين رقم را به 77 ميليارد دلار تغيير دادند، چون ديدند اضافه برداشت كردهاند.
4- دولت آقاي خاتمي تا پايان برنامه سوم توسعه 121 ميليارد دلار هزينه كرد كه بيش از دو برابر پيشبيني جدول اوليه برنامه سوم بود و جزئيات آن در نماگرهاي بانك مركزي وجود دارد.
بالاخره جناب میرحسین موسوی پس از مدت ها صحبت و سخنرانی یک طرفه، در کنفرانس خبری رسانه ها حاضر شدند تا بلکه چهره ناشناخته خود را « مخصوصا برای نسل جوان» نمایان تر کنند؛ اما این کنفرانس سرد و بی روح مانع از به چالش کشیده شدن مردی شد که پس از 20 سال سکوت، به یکباره تیغ تند نقد خود را نامنصفانه به روی دولت نهم کشیده است.

نکته جالب توجه و البته قابل تامل در صحبت های ایشان آنجاست که مهمترین انگیزه خود را برای حضور « حفظ اصل نظام » عنوان کرده اند و وجود دغدغه هایی که بقای نظام را مورد چالش قرار می دهد را عاملی ذکر کرده اند که باعث شده « نگرانی ها » بر « مصلحت ها » فائق شود!!
نمی دانم آقای موسوی اصل نظام را چه چیزی می دانند که 16 سال انحراف از اهداف و آرمان های امام و انقلاب را نگران کننده ندیدند، با آنکه تمام آن 16 سال را در مقام « مشاور رییس جمهور » بودند؟
آقای موسوی! مگر « عدالت » و «رسیدگی به محرومین و مستضعفین » از اصول و اهداف نظام ما نبود؟ همان اصول و اهدافی که دولت سازندگی به آنها پشت پا زد تا با وجود نهیب های رهبری انقلاب در آن سال ها ، پولدارها پولدارتر شوند و فقرا فقیر تر! آیا آن زمان اصل نظام را خطری متوجه نبود؟
آیا خفقان سیاسی و برخورد شدید با منتقدین دولت آقای هاشمی خطری به اصول نظام وارد نمی کرد؟
8 سال حاکمیت اصلاحات و نفوذ لیبرال ها و سکولار هایی که نظام را هم قبول نداشتند، در بدنه دولت و دستگاه های حکومتی چطور؟
وقتی آقایان کربلا و شهادت امام حسین(ع) را نتیجه خشونت پیامبر اکرم(ص) و حضرت علی(ع) خواندند و زیارت عاشورا را « تنش زا» و عزاداری ائمه (ع) را باعث « از بین رفتن روح نشاط در جامعه» ! معرفی کردند، مبانی و آرمانهای نظام را در خطر ندیدید تا از دنیای رمانتیک و هنری گالری های خود بیرون بیایید و اعتراضی _ هرچند کوچک _ داشته باشید؟

آقای موسوی! چطور در دوره ای که نیروگاه های هسته ای ما در برابر زورگویی های غرب پلمپ شد و تعلیق ها پذیرفته شد، اصل نظام در خطر نبود؟ اما این چند سالی که رییس جمهور، شجاعانه و با ادبیات انقلابی در مقابل خواسته های نامشروع مستکبرین ایستاد و دستور شکستن پلمپ ها را صادر کرد تا به پیشرفت های امروزی برسیم، اصل نظام را در خطر می بینید؟!
شاید به نظر شما نامه ذلیلانه دولت اصلاحات به رییس جمهور منحوس آمریکا و درخواست حذف نام ایران از محور شرارت در مقابل دست شستن از آرمان های اصیل انقلاب و امام (ره) هیچ خدشه ای به اصل نظام نزد!!
سوالات از این دست برای ما نسل جوان فراوان است، اما حیف که آقای موسوی تنها سخنان اطرافیان خود را می شنود و ای کاش فراموش نکنند که همین اطرافیان بودند که امثال آقای خاتمی را به این روز کشاندند.
ادامه دارد...
پی نوشت-------------------------------------------------------------------
۱- خیلی وقت بود نبودم! ببخشید اگر به کامنت ها دیر جواب دادم.
۲- این چند روزه سرم به شدت شلوغه ولی سعی می کنم بنویسم. مدتش معلوم نیست اما وقت کمی دارم.
لزوم کاندیداتوری سید محمد خاتمی
خاتمی باید بیاید و بماند!
مدت زمان زیادی بود که برخی گروه های اصلاح طلب با عناوینی چون: پویش، موج سوم، گروه 88 و ... برای دعوت از سید محمد خاتمی جهت حضور در انتخابات ریاست جمهوری دهم تلاش می کردند تا سرانجام ایشان حضور خود را اعلام کردند. اما حضور خاتمی در این انتخابات تنها خواسته آنها نیست، بلکه از جهتی شاید تعیین سیر نظام وانقلاب، نیازمند حضور ایشان وکاندیداتوری در انتخابات آتی است و مسلما خواسته ما نیز می باشد. بخوانیم:
انتخاب دکتر احمدی نژاد در سال 84، انتخاب گفتمانی بود که پس از سال ها خاک غربت خوردن و نادیده انگاشته شدن توسط دول قبل، دوباره مطرح می شد و همچنین « نه » یزرگی بود به عملکرد 16 ساله دولت های سازندگی و اصلاحات. اینک با گذشت 4 سال، مردم با گفتمانی از جنس انقلاب و متفاوت با گذشته آشنا شدند. بنابراین حضور آقای خاتمی( که مسلماً تحت حمایت آقای هاشمی خواهد بود) در کنار احمدی نژاد، یعنی یک وزن کشی تمام عیار دو طرز تفکر سیاسی کشور؛ یکی طرفدار لیبرالیسم و سرمایه داری و تنش زدایی خارجی و ... و دیگری حامی تفکرات انقلابی امام خمینی(ره) و پایبندی به عدالت و آرمان های انقلاب و ایستادگی مقتدرانه در برابر زورگویی های شرق و غرب و ... . با این رقابت، این مردم هستند که مسیر حرکت آتی انقلاب را تعیین می کنند. در این انتخاب، اگر مردم دوباره به احمدی نژاد رای دادند نشان می دهد که خواهان دولتی عدالت خواه و طبق موازین و اصول اولیه و ناب انقلاب هستند. اما اگر خاتمی را ( به عنوان یک جریان) انتخاب کردند به این معنی است که با گذشت سی سال از انقلاب اسلامی هنوز مفاهیم و مبانی انقلاب و حکومت اسلامی در جامعه جا نیفتاده و اشخاص، نهادها و مراکز مسئول باید بیش از این به فکر باشند. چرا که اصولاً نوع گفتمان اصلاحات ( و خواسته و ناخواسته آقای خاتمی) با مفاهیمی چون ولایت مطلقه فقیه، تفکر عاشورایی و انقلابی مبارزه با مخالفان نظام اسلامی، آرمانخواهی، عینیت سیاست با دیانت و ... که اصول انقلاب اسلامی را شکل می دهند، مشکل دارد.
بنابراین حضور آقای خاتمی و رقابت با احمدی نژاد باید خواسته همه دلسوزان نظام باشد تا ببینند بعد از سی سال چه کرده اند. ما نیز برای ماندن او تا روز انتخابات دعا می کنیم.

از حدود یک سال مانده تا انتخابات ریاست جمهوری دهم، اصلاح طلبان تندرو و کندرو و میانه رو و ... در تکاپوی یافتن سوپر منی بودند تا بتواند در مقابل احمدی نژاد پیروز شود و یا حداقل رای آبرومندی به دست بیاورد تا حیات سیاسی نیمه جان آنها از صحنه سیاست کشور حذف نشود. مطمئنا تنها گزینه ای که اکثر آنها در چنته داشتند، سید محمد خاتمی، رییس جمهور سابق و پدر گفتگوی تمدن ها بود. اما دو مساله اساسی باعث تردید حامیان و نیز خود آقای خاتمی شده بود:اول احتمال رد صلاحیت به دلیل پرونده دست دادن و مصاحبه با دختران نیمه عریان در ایتالیا و دوم، محبوبیت دکتر احمدی نژاد بین مردم.
بنابر این عقل سیاسی حکم می کرد دست به تصمیم زودهنگام نزده تا به مرور زمان شرایط را رصد کنند و پس از شفافیت بیشتر فضا انتخاب بهتری انجام دهند.
اما هر چه زمان می گذشت کم کم از حامیان خاتمی کاسته می شد. از یک سو طیف های تندرو مانند ادوار تحکیم وحدت خاتمی را « ترسو» نامیده و او را برای برآورده کردن انتظارات اپوزیسیونی خود نالایق می دانستند، از سوی دیگر میانه روهایی مانند اعتماد ملی و تعدادی از وزرای دولت اصلاحات، بازگشت دوباره او بر مسند ریاست جمهوری را به ضرر نظام می دانستند. دیگرانی مانند کارگزاران هم که شقه شقه شده و هریک سازی برای خود می زد!
بدین ترتیب ذهنشان به سوی گزینه ای رفت که از سال های دور از او به عنوان مهره ای برای کسب وجهه استفاده می کردند؛ میرحسین موسوی، نخست وزیر دولت آیت ا... خامنه ای.
استرانژی آنها هم این بود که با مطرح کردن میرحسین، اگر فضا جوری پیش رفت که مردم به او روی آوردند، فبه المراد! و اگر این طور نشد، با حمایت از آقای خاتمی و تبلیغ برای او، قسمتی از رای مردم را به نفع خاتمی جلب کند. در هر صورت میرحسین گزینه ای طلایی در دقیقه نود می شد تا به داد اصلاح طلبان برسد.
اما " از قضا سرکنگبین صفرا فزود" !!!
پس از اینکه خاتمی اعلام کرد « یا من می آیم یا میرحسین» نام میرحسین موسوی به عنوان گزینه ای برای انتخابات بر سر زبان ها افتاد و البته قشر خاصی از مردم هم به سمت او روی آوردند. اما یک مشکل اساسی اصلاح طلبان را پریشان کرد، اینکه اصول فکری و سیاسی میرحسین با تفکرات اصلاح طلبی آنها تفاوت زیادی داشت، میرحسین تاکید بر عدالت و مردم داری و استکبار ستیزی داشت، تا جایی که یکی از روزنامه نویسان خارج نشین اصلاح طلبان طی مقاله ای عنوان کرد: « میرحسین کپی برابر اصل احمدی نژاد است» !!!
بنابر این حامیان خاتمی که حضور میرحسین را به نفع خود نمی دانستند و از طرفی پالس هایی از سوی حامیان میرحسین مبنی بر جدیت حضورش در انتخابات صادر می شد، درصدد شدند تا او را از حضور احتمالی منصرف کنند. اما با رفتار های اشتباهی که در پیش گرفتند و حتی دست به تخریب او نیز زدند، اختلافات بین دو گروه زیادتر شده و میرحسین برای اینکه نشان دهد بازیچه دست آنها نیست، شنبه، 26/11 با بیانیه ای حضور فعال و موثر خود در انتخابات را اعلام کرد و با این کار بازی را بر هم زد تا مشکلات اصلاح طلبان را پیچیده تر از قبل کند.
با این حال گفتنی است هنوز هیچ چیز در مورد نقشه های بعدی آنها معلوم نیست و تا موعد ثبت نام کاندیداها باید نظاره گر سردرگمی های اصلاح طلبان بود و دید با چه ترفندی در انتخابات حاضر می شوند.
::---------------------پی نوشت-----------------------::
چهار شنبه این هفته میزبان دکتر احمدی نژاد در یزد هستیم. پیگیری مصوبات استانی سفر دور اول خوشبختانه در حد عالی بوده است.هرچند مخالفان اینجا سیاه نمایی هایی داشته اند!
ان شاء الله در این سفر هم برکات خدادادی نصیب استان و دانشگاه شود.

حضور صمیمانه در متن مردم٬ صحبت کردن از امام و رهبری و شهدا٬ ساده زیستی و ساده گویی(صحبت با مردم به زبان مردم)٬ کار خستگی ناپذیر( از صبح علی الطلوع تا نیمه های شب)٬ مطالبه جدی و بی تعارف از مدیران خود٬ برکناری بدون ملاحظه مسئولان نا هماهنگ و کم کار و ... از ویژگی هایی است که فقط در دولت محبوب دکتر احمدی نژاد مشاهده شده. همان طور که مقام معظم رهبری نیز فرمودند این دولت واقعا دولت کار است.

البته این ویژگی ها تماماْ ویژگی های کارگزاران اسلامی است نه اینکه منحصر به شخص آقای احمدی نژاد باشد و به این دلیل که در دولت های سازندگی و اصلاحات متاسفانه خبری از آنها نبود !!! باعث شیفتگی مردم به شخصیت احمدی نژاد شده است.
اما اصل مطلب!
تحرکات٬ رفتار ها و سخنان آقای خاتمی در این چند مدت او را متفاوت تر از خاتمی سابق نشان می دهد.

مثلا: خاتمی به استان ها سر می زند٬ آن هم استان هایی مرزی مثل ایلام و کردستان و ... . ( در مورد این جمله حتما پی نوشت شماره ۲ را بخوانید! )
خاتمی در صحبت های خود از لزوم حرکت بر اساس تفکرات امام خمینی(ره) و سیاست های رهبری می گوید.
خاتمی با خانواده شهدا و جانبازان دیدار می کند.
خاتمی خود را سرباز كوچك براي ملت می خواند.( ۲۰بهمن در مراسم افتتاح سایت مجمع روحانیون مبارز )
و رفتارهایی ازاین دست که بیشتر به عقب نشینی از مواضع قبلی (هرچند ظاهری!) می ماند و شباهتی تقلیدی و کوچک با گفتمان کاری دولت نهم دارد. در واقع ایشان خود را مجبور می بینند که چنین کنند٬ چرا که مردم با رفتارهای احمدی نژادی آشناتر هستند تا رفتارهای مدرنیته ای!!
آقای خاتمی!
لطفا خودتان باشید!
---------------------------------------------
پی نوشت مهم:
۱- به دلیل تذکرات فراوان دوستان و غیر دوستان! عکس دوم آقای خاتمی را حذف کردم.
۲- دوست عزیز٬ آقای حامد طالبی در تذکر مهمی مطلبزیر را یادآور شدند که اضافه می کنم:
خاتمي توي اين چند وقت به هيچ سفر استانياي نرفته، بلكه يه عده در حدود 30 تا 50 نفر از طرفداران خاتمي از بعضي استانها مثل كردستان و ايلام و قم و مازنداران و غيره از شهرهاي خودشون به تهران اومدن و با آقاي خاتمي ديدار كردن. دفتر خاتمي با شيطنت هميشه توي خبراش مينويسه: خاتمي در جمع مردم فلان شهر .../ در حالي كه اصلا خاتمي به شهرستان نرفته اخيرا و در جمع مردم نبوده، بلكه در جمع تعدادي از هوادارانش بوده كه از شهرستان به شمال تهران آمده بودند/ اگه امكان داره اين نكته رو توي مطلبت اصلاح كن / ضمن اينكه خوبه به اين موضوع بپردازي كه سفر استاني رفتن و حضور بي پيرايه در جمع مردم به اين راحتيها هم نيست... و خاتمي به اين راحتي ها قادر به تقليد از احمدي نژاد نيست //
اگر شمارش كنيد ملاحظه مي كنيد كه دراين بيانيه (يا همان سياه نامه عليه دولت) ۱۸ مرتبه از واژه برنامه ريزي استفاده شده و از اينكه در دولت نهم برنامه ريزي كنار گذاشته شده (!) به شدت تمام انتقاد شده است. ۵۰ جمله و ۱۸ بار برنامه ريزي!
پرسش هاي متعددي درباره محتواي بيانيه آقاي كروبي وجود دارد كه نيازي به مطرح كردن نيست٬ چراكه متن اين بيانيه به نظر بنده تخريب بي اساس دولت است و هيچ جاي تفكري براي خود باقي نمي گذارد.

آقاي كروبي!
جنابعالي كه خود را جزء كساني كه براي اين كشور و انقلاب مبارزه كردهاند مي دانيد و مسئوليت بيشتري بر دوش خود احساس مي نماييد٬ خداي ناكرده دست به بي تقوايي نزنيد! براي تشريح برنامه و جمع آوري راي راه هاي ديگر و البته شرعي نيز هست و نيازي نيست دولت عدالت محور و محبوب ملت را تخريب كنيد!
متن كامل بيانيه كروبي را اينجا ملاحظه كنيد.
--------پــــــــــــــــــــــــــي نوشـــــــــــــــــــــت-----------
* جملاتي كه رنگ آبي دارند عينا از متن بيانيه استخراج شده اند.
* گويا كروبي با قطعي كردن حضورش نظر محسن آرمين در مورد او را تحقق مي بخشد: بازي خراب كن!

جریان اصلاح طلب در دوره دوم آقای خاتمی از هم گسسته شد و صداهای متفاوتی از درون جبهه آنها به گوش رسید. عده ای قائل به تندروی دیگران بودند و عده ای بقیه را محافظه کار می خواندند.گروه هایی مانند تحکیم و مشارکت و سازمان مجاهدین می گفتند خاتمی نتوانسته انتظارات ما را برآورده کند و باید تیغ تیز تری بر حکومت بکشد. در مقابل افرادی مانند کروبی و منتجب نیا و ... که بعدها حزب اعتماد ملی را تشکیل دادند٬ از تندروی آنها انتقاد کرده و خواهان تجدیدنظر در رویه اصلاحات شدند.
این اختلاف در جریان انتخابات ریاست جمهوری نهم بیش از پیش نمایان شد و نتیجه آن کاندیداتوری کروبی و معین بود. از زمانی که مهدی کروبی که به " شیخ اصلاحات " معروف شده بود٬ برای کاندیداتوری در انتخابات قبلی اعلام آمادگی کرد٬ سایر اصلاح طلبان دست بر سر زده که " این دیگه از کجا پیداش شد؟! " حضور کروبی ضربه شدیدی بر اتحاد اصلاح طلبان وارد کرد و موجب جدایی این دو طیف از یکدیگر شد. هر چند در نظر ما سر و ته هردو از یک کرباس است!!

بعد از این جریان کروبی دست به انتقادهای تند و تیز و گاه افشاگری هایی از درون اصلاحات زد که موجب آشفتگی آنها شده بود. برای نمونه جایی گفته بود: اصلاحات جمع عده ای ورشکسته سیاسی است! و یا : اصلاح طلب ها ۱۰ نفرند که ۱۸ تا حزب زده اند!! ( در دقیق بودن عدد ها شک دارم ولی نسبت آنها در این حدود بود.)
خلاصه شیخ مهدی کروبی تبدیل شد به عنصر آبرو ریز دوم خردادی ها که نمی دانند با او چه کار کنند!
در همین انتخابات هم که دوباره کروبی اعلام حضور کرده٬ و علاوه بر اعلام حضورش التیماتومی که به جبهه اصلاحات داد٬ دوم خردادی ها را کلافه کرده و بیچاره ها را دچار فشارهای سیاسی شدیدی کرده است.
در همین حال هفته پیش با اظهار نظر آقای خاتمی مبنی بر حضور خودش یا میرحسین در انتخابات و تلاش گروه هایی برای متقاعد کردن میرحسین٬ غوزی بالای غوز های اصلاح طلبان بوجود آمده که خلاصی از آن را برای شان دشوار کرده.

آنها از طرفی نمی خواهند از میرحسین روی بگردانند٬ و این مهره را برای کسب وجهه در دوره های بعد نگه دارند٬ و از طرفی هم با دیدگاه های میرحسین موافقت کاملی ندارند و هم می دانند که باید با توان حداکثری یعنی کاندیداتوری خاتمی وارد انتخابات شوند تا شانس بیشتری برای رقابت با احمدی نژاد داشته باشند.
توصیه می کنم این مقاله را که در ادامه مطلب گذاشته ام حتما حتما بخوانید.

«منطق حسين(ع) در کل حرکت خود بر يک محور چرخيد و آن اصلاح طلبي تمام عيار و راديکال بود و معتقد بود سرشت سلطاني بايد ازبین برود. اصلاح طلبي امام حسين(ع) عين انقلاب بود و انقلاب او عين اصلاح طلبي بود.»
به نظر شما این جملات از چه کسی می تواند باشد؟؟
خاتمی؟
کروبی؟
روحانی؟
مجید انصاری؟
و ....
مسلم است متوجه می شوید که یک اصلاح طلب این افاضات را فرموده است!! اما اگر بدانید چه کسی٬ یا خنده تان می گیرد یا مخ تان هنگ می کند!!!
این گفته از کسی است که در دوره اصلاح(یا به قول کیهان:افساد) طلبان دانشگاه ها را قبضه کرده بود(البته به لطف مسئولین و تشکل های وابسته) و هر جا هم می توانست٬ تیشه به ریشه ارزش ها اعتقادات می زد٬ مثل سایر هم کیشانش!
همان که بالاخره گند کار هایش در دانشگاه همدان در آمد... همان که فریاد زد « دین نه تنها افیون ملت ها٬ بلکه من می گویم افیون حکومت ها هم هست.»!!
بله... همان که مقلدین مراجع تقلید را « میمون » خطاب کرد تا قهقه حضار به هوا برود!
همان که حکم اعدامش صادر شد اما با فشار ها و جیغ های بنفش داخل و خارج اجرا نشد و ای کاش اجرا می شد تا دیگر کسی جرات به این کار ها نکند!!
همان که پس از صحبت های شیطانی اش خیل اصلاح طلبان هم و غم خود را به دفاع از او و توجیه گفته هایش گذاشتند٬ غافل از اینکه مردم مسلمان ایران « نفهم » نیستند!
فکر کنم متوجه شده باشید... بله هاشم آغاجری!!!!

ببینید کار ما به کجا رسیده که یک مرتد! برای امام حسین(ع) سخنرانی می کند!
هاشم آقاجري در مراسمي با عنوان «سوگ آفتاب» در دفتر مرکزي سازمان مجاهدين انقلاب(پنج شنبه 19/10/87) سخنرانی کرده کرده و البته در جایی کربلا را مظهر تقابل «حرها» با «بندهها» دانست!!
خوب! درگاه توبه خداوند همیشه به روی گناهکاران باز است و شاید اغاجری مرتد هم توبه کرده باشد!!! و او هم مانند حر از اعمال سابق خود پشیمان شده باشد که البته خیلی بعید است.
-------------------------------------------------------------------------------------------------------
بعدالتحریر:
علاوه بر آغاجری امثال محسن آرمین و ... هم در این شب های عزیز سخنرانی داشته اند که حالا با تسامح می توان این افراد را زیر میزی رد کرد٬ اما انصافا هرکاری کردم دیدم نمی شه از آغاجری مرتد گذشت!
جناب خاتمی هم که همیشه در سالن ها و مراکزی به جز مساجد و حسینیه ها سخنرانی می کنند و این بار هم در خانه هنر مندان بوده اند!!
الحمدلله که پایتان به مسجد و حسینیه هم باز شد!( این مطلب رجا رو هم بخونید.)

چهار شنبه/ 24 مهر/ یزد
بنر های نبلیغاتی همایش« یزد، بستر تمدن باستانی و مظهر گفتگو» در بلوارها ما را به یاد ایام تبلیغات ریاست جمهوری می انداخت!
برنامه ساعت 4 شروع می شد. بعد از تغییراتی در ظاهر خود(برای اینکه در میان جماعت دوم خرداد تابلو نشویم!) از درب دانشگاه راه افتادیم.وقتی به محل همایش رسیدیم 50_ 60 نفر در صف ورودی بودند.چون ما کارت ورود نداشتیم منتظر ماندیم پشت نرده ها.در بین جمعیت ما 5 نفر باز هم تابلو بودیم.چون هر کس می آمد با کت و شلوارچنان و صورت صاف کرده و بعضیا که جو گیر شده بودند کراوات بسته بودند، اما ما...
بعد از کلی التماس و درغ و دروغ که ما این همه راه آمده ایم به عشق سید و ...! قرار شد از ساعت 4 به بعد بدون کارتی ها را هم اجازه ورود بدهند.خلاصه رفتیم داخل. اما سالن 300 نفری پر شده بود و 200 نفری هم روی پا ایستاده بودند.پس ما را به پشت سالن هدایت کردند که 200 تایی صندلی چیده شده بود و پخش مستقیم داخل سالن اجرا می شد. البته جمعیت بیرون از سالن 50 نفر نمی شد.هرچند مجری اعلام کرد تعداد حضار 1000 نفر است و بقیه هم بیرون مانده اند!
جلوی صندلی ها چند بسته آب معدنی گذاشته شده بود.آمدیم آب بخوریم که یکی از دوستان گفت: پول این آب معلوم نیست از کجا تهیه شده باشد! قید آب رو زدیم.
مراسم شروع شد.مجری از یزد می گفت. می گفت شهر تساهل است و تسامح و همه ادیان و فرق در کنار هم به مسالمت آمیز زندگی می کنند.همچنین از احیای تفکرات انقلاب در دوره اصلاحات می گفت! از گفتگوی تمدن ها و مبدع آن، که عامل صلح و دوستی مردم دنیا شده بود. می گفت به امید روزی که بازهم! شاهد دنیایی بدون سلطه ، بی عدالتی، خشونت و « حذف» باشیم! ( اگر اشتباه نکنم احمدی نژاد، آن هم به تبعیت از امام خمینی(ره) گفته بود« اسراییل باید از نقشه روزگار حذف شود!!)
دکتر عارف برای تجلیل از سید محمد خاتمی به روی سن خوانده شد.ایشان هم از یزد و یزدی و گفتگوی تمدن ها و تساهل و تسامح و خاتمی و ... می گفت.می گفت با طرحی که خاتمی مطرح کرد چتری از امنیت و اعتبار و ظرفیت! یرای ایران گسترده شد و باید منتظر تکرار آن وضعیت باشیم! عارف خاتمی را « رهبری آینده نگر» از ایران برای دنیا لقب داد!!!
می گفت « فرزند با تقوای امام(ره) جفای بسیار کشید، اما به اسلام و ایران وفا دار ماند.» به دوستم گفتم: دست دادن با زن نا محرم که با تقوا و وفاداری به اسلام منافاتی ندارد؟ گفت: فکر نکنم!!
بعد از آقای عارف، نوبت نماینده مهمانان خارجی بود.قرار بود کوفی عنان بیاید که به دلایلی نیامد. رومانو پرودی پشت تریبون رفت و مترجمش کنارش قرار گرفت. هرچند مترجم محترم تفسیر خود را از صحبت های پرودی بیان می کرد، اما می شد بفهمیم چه می گوید.او هم از یزد تعریف می کرد و از خاتمی هم.می گفت در آینده نزدیک شرایط جهان تغییر می کند و چین و هند در مناسبات جهانی تاثیر گذارتر می شوند و رهبران دینی- سیاسی جدید! از قاره های مختلف بر عرصه جهانی اثر می گذارند.
پس ازسخنرانی پرودی پخش فیلم بود. باز هم درباره یزد و جناب خاتمی، فرزند با تقوای امام. دوباره یاد فیلم های تبلیغاتی انتخابات ریاست جمهوری افتادیم... یادش بخیر...!
بعد از پخش فیلم، نوبت به سخنرانی آقای خاتمی رسید. البته ایشان بحث رو سیاسی نکردند و در مورد یزد و جایگاه آن و نیز انتقال آب از اصفهان به یزد، در دوره ریاست جمهوری شان و ... صحبت کردند. پس از ان هم اعضای کانون یزدی تبار از ایشان تقدیر به عمل آوردند.
همایش تمام شد ولی ما که نفهمیدیم موضوع مراسم معرفی یزد بود یا میتینگ تبلیغاتی آقای خاتمی!!
گمانم آقایان در صدد تست فضای جامعه در مورد دید مردم نسبت به خاتمی بودند و انتظار داشتند خیل مشتاقان سید پشت درب سالن تجمع نمایند و با شانتاژ تبلیغاتی خود مردم را مشتاق به بازگشت خاتمی نشان بدهند.اما متوجه شدند که حتی حنای آقای خاتمی هم دیگر رنگی ندارد، چه برسد به افراطیون و اپوزیسیون درون جبهه اصلاحات.

------------------------------------------------------------------------------------------------------
نکاتی حاشیه ای:
_کانون یزدی تبار طی دو اطلاعیه اعلام کرده بود که طبق مخالفت آقای خاتمی، بحث تقدیر و تجلیل از ایشان منتفی می شود و فقط از ایده گفتگوی تمدن ها صحبت می شود... اما گویا فراموششان شد.
_ از منابع موثقی شنیدیم که کوفی عنان برای سخرانی در این همایش 3 میلیارد تومان درخواست کرده بود!
_ در بین شرکت کنندگان در این همایش کسانی چون بازیگران و ورزشکاران مشاهده می شدند که جالب بود، خانم معتمد آریا(همراه همیشگی محمدعلی ابطحی در مراسم های مختلف)، حانمی کیا، داریوش ارجمند، بهاره رهنما،هادی ساعی، آرش میر اسماعیلی، کمال تبریزی، رخشانه بنی اعتماد، عزت انتظامی و ...

آقای خاتمی در سخنرانی خود در جمع برخی فعالان سیاسی٬ اقتصادی و فرهنگی خوزستان به نکته جالبی اشاره کرده اند که جای تامل دارد.
((جبهه اصلاحات بايد از حالت تدافعي بيرون بيايد و حالت تهاجمي به خود بگيرد. طرح شعارهاي تند و تيز بهانه به دشمن مي دهد تا به کشور و نظام لطمه بزند.))
کدام دفاع آقای خاتمی؟
ما که تا یاد داریم جبهه اصلاحات همیشه در حالت تهاجمی بوده اند! نکند شما فراموش کرده اید که در دوره ریاست جمهوری جناب عالی چقدر به ارزش ها و اعتقادات مذهبی ما هجوم برده شد؟همین جبهه اصلاحات بودند که هر روز در نشریات زنجیری٬ سایت های اینترنتی٬ گفتگوها و... خود تا چه حد گستاخانه ارزش های دینی ما را پایمال می کردند.مقالاتی که علیه زیارات ائمه٬ خصوصا زیارت عاشورا٬ تقلید از مراجع٬ آرمان های امام برای صدور انقلاب٬ ولایت فقیه و ... توسط ایدئولوگ های اصلاحات منتشر می شد را به یاد ندارید؟ این ها در کارنامه حملات اصلاح طلبان به ثبت رسیده است و جای هیچ گونه انکاری برای شما نگذاشته است.
نکند خدای ناکرده به این حملات قانع نبوده و انتظار بیشتری از جبهه به اصطلاح اصلاحات دارید؟!!
اگر این عملکرد را حالت تدافعی می پندارید٬ پس وای به روزی که بخواهید حالت تهاجم به خود بگیرید!
البته چرا! شاید منظور شما دفاع از اندیشه های لبرالیسم و سکولاریسم است! اگر چنین باشد باید بگویم جبهه اصلاحات در این مورد هم کارنامه درخشانی ازخود به جای گذاشته است!! ترویج آزادی لیبرالی٬ قانون تساهل و تسامح٬ ترویج پلورالیسم دینی٬ سعی در تضعیف اسلامیت از جمهوریت نظام و ... موارد روشنی از این حالت تدافع است.
شاید هم منظور شما این باشد که این جبهه در حال حاضر به دفاع از عملکرد و اهداف خود مشغول است و باید به حمله علیه رقیب خود بپردازد؟
باز هم در این مورد جبهه اصلاحات جای دفاعی از خود نگذاشته است٬ و هیچ جا از عملکرد خود در سالهای حاکمیت خود روی دفاع کردن ندارد.چرا که در آن دوران فقط سیاسی کاری بود و منفت طلبی و قدرت خواهی و نه گلی به سر اقتصاد ما زده شد و نه خدمتی به صنعت و پیشرفت کشور انجام شد.افتخار قابل دفاع شما چیست به جز کوتاه آمدن در برابر زیاده خواهی های غرب و تعلیق داوطلبانه فعالیت های هسته ای و رواج بی حجابی به نام آزادی و تحصن مجلسی ها در برابر نظام و ...؟؟
از طرف دیگر در باره حملات شدید اصلاح طلبان علیه دولت انقلابی دکتر احمدی نژاد و تخریب های ناجوانمردانه خود در قبال دولت نهم جای هیچ گونه صحبتی نیست. چرا که دست مخالفان دولت برای همه رو شده است.اگر منظور شما حالت تهاجمی گرفتن در مقابل دولت است که ... من حرفی برای گفتن ندارم.

این آقا چه می گوید؟
هفته پیش جناب آقای اولیاء نماینده مردم یزد در مجلس شورای اسلامی در گفتگویی با یک نشریه محلی یزد به بیان انتقاد!! هایی تخریب گرانه و سخیف علیه دولت مکتبی و نیز استاندار بسیجی یزد٬ سردار فلاح زاده ٬ پرداختند.(که البته قبل از دیدار هیئت دولت با مقام معظم رهبری بود! و به نظر بنده اگر می دانستند حضرت آقا چنین حمایتی از دولت و شخص رییس جمهور می کنند و تخریب ها را «خیانت» به نظام معرفی می کنند هرگز چنین مطالبی را نمی گفتند!!)
خب البته چنین اظهار نظراتی از سوی اصلاح طلبان و مخالفان دولت٬ آنهم در آستانه انتخابات ریاست جمهوری دهم پیش بینی شده است و چندان چیز عجیبی(لا اقل برای ما) نیست.
این نماینده اصلاح طلب در سخنان خود کاملا کلی و صرفا برای هوچی گری و فرافکنی جملاتی بیان می کند از قبیل:در دولت شاهد حرکت های متناقضی هستیم! خیلی از مشکلات ناشی از بی اعتنایی دولت به برنامه چهارم توسعه است! هم اکنون با تغییر شدید سیاست ها مواجه هستیم! و کوچکترین توضیحی درباره آن نمی دهد که فقط می توان از آن برداشت تخریبی داشت.
خب! دیگر همه دیدند و شنیدند بیانات مقام معظم رهبری را در مورد تفاوت انتقاد و تخریب و نتیجه تخریب.
جالب تر٬ بخش بعدی سخنان ایشان است که مربوط به تخریب استاندار نمونه یزد است.به این جملات توجه کنید:
« ما گذشته بسیار افتخار آمیزی داشتیم٬ ولی الآن روش های مدیریتی و نحوه اداره کردن استان در کلاس!!! و شان مردم استان در مجموع نمی باشد که یک معضلی است که انتظار می رود افراد نخبه و فهیم جامعه! روی آن فکر کنند.»

خوب است بدانید که سردار فلاح زاده٬استاندار بسیجی یزد با مدیریتی شجاعانه و عدالت محور٬ با وجود مشکلات خشکسالی در این استان٬ سابقه ای درخشان از خود به جا گذاشته اند.زمانی که حضرت آقا به این استان سفر نمودند اظهار داشتند که«ایشان از جنس رییس جمهور است...» و علاوه بر آن در پیام قدر دانی خود از مردم یزد ایشان را با عنوان« استاندار فعال» خطاب می کنند که تاکنون در مورد هیچ استانداری چنین نفرموده اند.
حال کلاس و شان!! مردم شریف یزد چه بوده و چیست که در دوره مدیریت سردار فلاح زاده پایین آمده٬ سوالی است که گمانم جوابش را تنها خود آقای اولیاء می دانند!
توصیه حقیر به عنوان یک دانشجو و یک برادر به آقای اولیاء این است که بار دیگر پیام مهم مقام معظم رهبری به مجلس هشتم را بازخوانی کنند و تمام تلاش و همت خود را بر پیشرفت و آبادانی کشور و استان یزد بگذارند و خود را ملعبه دست اصلاح طلبان تند رو یی که از هر جایگاهی برای تخریب دولت ارزشی دکتر احمدی نژاد سوء استفاده می کنند قرار ندهند.
-----------------------------------------------------------------------------------------
دو نکته:
-آقای اولیاء تنها ۲ ماه استاندار کهکیلویه و بویر احمد بوده اند.
-ایشان جزء تایید صلاحیت شدگان دقیقه نود می باشند.