تبليغاتX
...::: نمکد و ن :::...
پابرهنگان, صاحبان اصلی انقلاب و نظام

بزرگترین خیانت احمدی نژاد!

محمود احمدی نژاد، رییس جمهور ایران، در کنار خدماتی که در طی این سال ها انجام داده است، خیانت هایی نیز کرده است که به هیچ وجه  نباید از آنها چشم پوشید.

بزرگترین خیانت احمدی نژاد به نظرمن ، خیانتی بود که به برخی مدعیان اصولگرایی شد. یعنی جدا کردن « اصولگرایی ناب » از « جناح راست »!. بعد از انقلاب، به دلیل برخی اختلاف نظرها، رجال سیاسی را به دو جناح راست و چپ تقسیم کردند و بعدها به اصلاح طلب و اصولگرا معروف شدند.صرف نظر از وضعیت جناح چپ که مدنظر ما نیست، افرادی که در جناح راست محسوب می شدند خود را دلسوخته و مدافع انقلاب و رهبری می دانستند، در حالیکه  با نگاهی دقیق به رفتار بعضی از آنها نمی شد چنین برداشتی کرد. این جناح در جریان انتخابات مجلس هفتم نام اصولگرایی را بر خود گذاشتند و از این پس هر حزب و گروهی که در جناح راست حساب می شد با این نام شناخته می شد. اما « اصولگرایی » تعریف خاص خود را دارد. رهبر معظم انقلاب اسلامی «اصولگرایی» را این گونه تعریف کرده اند: « اصولگرایی به حرف نیست؛ اصولگرایی در مقابل نحله‏های سیاسی رایج کشور هم نیست. این غلط است که ما کشور یا فعالان سیاسی را به اصولگرا و اصلاح‏طلب تقسیم کنیم: اصولگرا و فلان؛ نه. اصولگرایی متعلق به همه‏ی کسانی است که به مبانی انقلاب معتقد و پایبندند و آنها را دوست می‏دارند؛ حالا اسمشان هر چه باشد.»

چنان که از بیانات رهبر معظم انقلاب اسلامی برمی آید، اصولگرایی با حرف و شعار شناخته نمی شود، بلکه در عمل پدیدار می گردد؛ یعنی کسی را می توان اصولگرا نامید که در عمل به اصول اصولگرایی پایبند باشد و از آن اصول پیروی کند. اما اصول اصولگرایی کدامند؟

اگر بخواهیم یک مانیفست واقعی و روشن درباره اصولگرایی ارائه کنیم، بهترین گزینه، اندیشه ها و رفتار سیاسی امام خمینی(ره) و  رهبر انقلاب است. درواقع ارکان اصولگرایی حول تفکرات امام خمینی(ره) و مجموعه ای از اصول قانون اساسی شکل می گیرد و در ادامه با رهنمودهای مقام معظم رهبری جریان می یابد و آرمان آن هم حکومت علوی است. بنابراین اصولگرایی در معنای یک جریان سیاسی نمی گنجد و تا مرز رعایت حداکثری قوانین اسلام در اجتماع و حکومت پیش می رود. اسلام سیاسی با قرائتی که حضرت امام خمینی(ره) از آن ارائه کردند مغز تفکر اصولگرایی به حساب می آید. در اندیشه اصولگرایی  سیاست عین دیانت است و بهترین سیاست هم صداقت. سهم خواهی و منفعت طلبی های حزبی و گروهی جایی در تفکر اصولگرایی ندارد. « نان به نرخ روز خوردن » و « با هرسازی حرکت کردن» در اصولگرایی مذموم است.  رانت خواری و لابی گردانی و بازی های پشت پرده و ساخت و پاخت کردن و ...   نقض کامل اصــولـگـرایـی است. با توجه به این مولفه ها،  نمی توان هر « راستی ای» را « اصولگرا » نامید.  کسانی که به نام اصولگرا شناخته می شوند عمدتا (و نه همه ) از نسل جوان انقلاب و یا از رزمندگان جبهه های جنگ هستند. آنهایی که از امتیاز همراهی امام خمینی (ره) در جریان انقلاب برخوردار بودند و به پست های حساس حکومتی دست یافتند، امروز غالبا در احزاب محافظه کار یا حتی مخالف دیده می شوند. اما معیار اصولگرایی، یارغار امام بودن نیست، بلکه همفکر و هم عقیده بودن با امام است. شخصیت هایی چون امام موسی صدر، مصطفی چمران، محمد حسین بهشتی، محمد جواد باهنر، محمد علی رجائی و شخصیت هایی از این دست  که چهره های اصیل انقلاب شناخته می شوند، را می توان چهره های راستین اندیشه اصولگرایی نامید که فقط همراه امام نبودند، هم مسلک و هم عقیده او نیز بودند.

در راستای انتخابات نهم ریاست جمهوری بود که چهره واقعی برخی از کسانی که خود را اصولگرا می خواندند مشخص شد. آنهایی که با وجود انواع نظرسنجی ها و درک کردن  جو جامعه، حاضر به عقب نشینی از نظرات خود و توافق بر سر یک کاندیدا نشدند و تنها به تقسیم قدرت بعد از نتیجه فکر می کردند. کسانی که در دور دوم انتخابات علی رغم اصولگرا خواندن خود، حاضر نشدند از کاندیدای اصولگرا حمایت کنند چرا که  به ذهن شان هم خطور نمی کرد مردم کسی را انتخاب کنند که نه پشتوانه حزبی دارد و نه قدرت و نفوذ و امکانات رقیب را !

اما بعد از پیروزی احمدی نژاد تازه ابتدای کنار رفتن پرده ها از چهره ها بود. آنها که رقیبش بودند و به ظاهر اصولگرا ، حتی تبریکش هم نگفتند. اما آنهایی که همیشه در فکر منافع خود بودند، گفتند:« احمدی نژاد اصولگراست و ما هم اصولگرا، پس پیروزی او پیروزی ما هم هست!» گر چه رییس ستاد تبلیغاتی کاندیدایی دیگر بودند!! جماعتی دیگر با فریاد « نقد درون گفتمانی» شدید ترین حملات را نثار دولت مکتبی کردند و گفتند: این نقد درون گفتمانی اصولگرایی است! عده ای دیگر  بر طبل « تشدید جنبه نظارتی مجلس» کوبیدند و به هر فعل و قول دولت که می شد، ایراد می گرفتند تا همه بفهمند بردولت نظارت دارند.

اما احمدی نژاد با گفتمان و عملکرد خود نشان داد اصولگرایی عبایی نیست که هرکس بر دوش خود اندازد. خدمت صادقانه، کار مخلصانه، ساده زیستی واقعی( و نه شعاری) ، پایبندی عاشقانه به آرمان های امام و رهبری، مقابله با هر نوع بی عدالتی و تبعیض و ... همه از نشانه های اصولگرایی ناب است که احمدی نژاد آنها را به منصه ظهور گذاشت تا عیار دیگر مدعیان این گفتمان مشخص شود و سیه روی شوند کسانی که تنها ادعای اصولگرایی می کردند.

+ نوشته شده در  دوشنبه 24 فروردین1388ساعت 19:29  توسط احسان عابدی  | 

چهارشنبه ۳۰ بهمن ۸۷ به عنوان یک روز ماندگار (حداقل برای ما) ثیت شد. روزی که تعجب های زیادی را برانگیخت. اما این تعجب ها برای همه یکسان نبود. خیلی ها از تعحب این روز سر از پا نمی شناختند و فقط خدا را شکر می کردند. بعضی ها هم از تعجب این روز کمرشان شکست! شاید تا دم سکته هم رفتند! مهم نیست. مهم این است که مردم با حضور بی نظیر در استقبال از احمدی نژاد جواب خیلی از سوالات را دادند!

لینک های زیر درباره استقبال گسترده مردم از رییس جمهور محبوب است. بخوانید:

مردم یزد آمدند, اصلاح طلبان به کما رفتند (روزنامه نگار مسلمان)

خاتمی در زادگاهش مرد! (لطفا اینجا چرت نزنید)

یزدی ها هم دوستت دارند (زیرچشمی)

 وقتی کاپوت ماشین رییس جمهور کنده می شود (خاکریزیسم)

استقبال معنا دار از رییس جمهور (رجا نیوز)

همشهری های خاتمی کمر اصلاح طلبان را شکستند (روایتی دیگر)

+ نوشته شده در  جمعه 2 اسفند1387ساعت 16:8  توسط احسان عابدی  | 

خبری در رجانیوز منتشر شده  مبني بر اينکه رئیس مجلس شورای اسلامی که برای شرکت در چهل‌وپنجمین اجلاس امنیتی مونیخ در آلمان به سر می‌برد، در حاشیه این اجلاس، پاسخ منفعلانه ای به پرسش یکی از حاضران داد که این پرسش با مواضع رهبری و رییس جمهور تفاوت آشکاری دارد.

ظاهرا آقای لاریجانی گفته اند " الان مسائل و مشکلات دیگری داریم. اینکه مرتب به این موضوع حساسیت نشان می دهید نگران کننده است و گرنه راجع به این موضوع هم می توان صحبت کرد اما من نظری ندارم چون مورخ نیستم."

لاريجاني

در این مواقع می توان به راحتی نشان داد که وقتی می گوییم فلانی " انقلابی " است یعنی چه!

اصولا بعد از انقلاب اسلامی نظرات و موضع گیری هایی توسط حضرت امام(ره) نسبت به جریانات به خصوص خارجی و دشمن گرفته می شد که کم تر کسی تا قبل از آن جرات بیان آنها را داشت. این مواضع امام را که باعث ایجاد فضایی صریح و بدون واهمه علیه مستکبرین جهان شده بود٬ مواضع انقلابی می نامیدند.جمله معروف  " آمریکا هیچ غلطی نمی تواند بکند" نمونه بارزی بر اظهارات انقلابی امام خمینی است.در زمینه این نوع موضع گیری ها بعد از امام٬ مقام معظم رهبری نیز پیشرو بوده و هستند.

اما متاسفانه دوره ای در سطوح بالای کشور با بیان تز " تنش زدایی " شاهد بودیم که علی رغم مواضع انقلابی رهبری٬ دولتمردان و مجلسی ها از اتخاذ جبهه انقلابی علیه دشمنان خودداری می کردند(و شاید هم شرم شان می شد!!)

خاتمي

پس از گذشتن از آن دوره (یا دوره ها) با روی کار آمدن دولت نهم٬ " انقلابی " صفتی بود که برای دولت و شخص دکتر احمدی نژاد زیاد به کار برده می شد. وقتی ماجرای " دروغ هلوکاست " را مطرح کرد و یا بعد از ان سخنان گزنده ای که در صحن سازمان ملل علیه آمریکا و اسراییل بیان کرد و موارد زیادی از این دست٬ معنای انقلابی بودن درباره او خود به خود تعریف می شد و این مساله ای است که مورد قبول دوست ودشمن دکتر هست.

احمدي نژاد

حال با موضع منفعلانه آقای لاریجانی در مورد هلوکاست٬ تفاوت آشکار دو رییس اصولگرا را خیلی راحت می توان تشخیص داد. یکی انقلابی و یکی ...

+ نوشته شده در  یکشنبه 20 بهمن1387ساعت 0:16  توسط احسان عابدی  | 

 

خوشبختانه صدا و سیما امسال در رابطه با برنامه های دهه فجر عملکرد قابل تقدیری دارد. امسال صدا و به خصوص سیمای جمهوری اسلامی (علی رغم تمام انتقاداتی که به سایر عملکردهایش وارد است!) توانسته  با تهیه انواع ویژه برنامه ها و نیز پخش قسمت های مختلفی از آرشیو زمان انقلاب چهره جالبی از انقلاب برای نسل جدید به نمایش بگذارد.

به طور کلی از اقدامات خوب سیما پس از مدیریت آقای ضرغامی سرزدن به آرشیو تلویزیون بود که در موارد تاریخی صحنه های گاها مهمی را دوباره به نمایش گذاشت.

از میان برنامه ها٬ « سه دهه صلابت » و « بازیگران دیکتاتور» بیش از همه اثر گذار است و ما نسل بعد از انقلاب را عینا با برخی وقایع و حوادث که تا به حال فقط خوانده بودیم آشنا می کند.

کار جالب دیگر این است که سیاسی کاری را کنار گذاشته و از چهره هایی که واقعا در آن زمان انقلابی بودند و الآن جزء دو طیف متفاوت سیاسی کشور هستند استفاده شده است.

-----------------------------------------------------------------

پی نوشت:

* البته در یک برنامه ای از آقای جاسبی( رییس غیر قانونی دانشگاه آزاد اسلامی) به عنوان مبارز انقلابی! دعوت شده بود که به مزاج ما خوش نیامد!

+ نوشته شده در  دوشنبه 14 بهمن1387ساعت 16:36  توسط احسان عابدی  | 

 

 

حقاً و انصافاً تلاش زيادى در مجلس هفتم می‌شد براى اينكه نگذارند بين دولت و بين مجلس اختلاف به وجود بيايد. واقعاً تلاش و كار می‌شد. حالا بعضى از رسانه‏‌ها و مطبوعات و منبردارهاى سياسى بى‏انصافی‌هايى می‌كنند، ليكن حقيقت قضيه اين است؛ اينكه ما می‌ديديم و مشاهده می‌كرديم. البته از هر دوطرف - هم از طرف مجلس، هم از طرف دولت - واقعاً تلاش می‌شد كه همكارى انجام بگيرد. بعضى‏‌ها هم نمی‌خواستند و نمی‌خواهند. بايد روى اين خيلى تكيه كنيد، خيلى بر همكارى با دولت به عنوان يك اصل بايد تكيه كنيد. دولت مال شماست، متعلق به شماست.( بیانات مقام معظم رهبری در اولین دیدار با نمایندگان مجلس هشتم)

رهبر معظم انقلاب تاکید فراوانی بر تعامل سازنده مجلس و دولت و نیز جلوگیری از به وجود آمدن اختلاف بین دو قوه دارند که بخشی از بیانات ایشان را مشاهده نمودید.

مخالفان دولت و البته مجلس اصولگرا از زمان مجلس هفتم همیشه سعی در ایجاد اختلاف بین دو قوه مجریه و مقننه کرده اند که البته با هوشیاری مسئولین از هدف خود تا حدودی باز ماندند. با شروع مجلس هشتم تلاش آنها بیشتر شد تا مجلس ودولت را رو در روی هم قرار دهند. خوشبختانه در این دوره هم علی رغم برخی اشتباهات این توطئه عملی نشده است.

پنج شنبه ۱۴ آذر روزنامه های مخالف دولت در اقدامی ( شاید هماهنگ!) با بزرگ جلوه دادن عدم حضور احمدی نژاد سعی در نشان دادن اختلاف بین دو قوه کردند.

روزنامه اعتماد ملی

اعتماد داغ تر از بقیه و با عنوان " قصه قهر کردن احمدي نژاد - لاريجاني " این اختلاف را بین دو رئیس نشان داد.

اعتماد ملی نیز با تیتر بزرگ نوشت:" احمدي‌نژاد مجلس را معطل نگه داشت" تا اقدام شوم خود را عمیق تر کند.

کارگزاران هم با عنوان " احمدی نژاد ناگهان نیامد " تلاش کرد تا منشا اختلاف را احمدی نژاد و دولت نشان دهد.

این که چرا احمدی نژاد در مجلس حاضر نشد٬ مسئله ای نیست که از آن به اختلاف و قهر کردن و معطل گذاشتن و ... یاد کرد و این اقدامات عناصر مخالف دولت چیزی نیست جز همان بی انصافی که رهبر معظم فرمودند و آقایان لازم است بیش از این متوجه خود باشند تا مخالفت خود با دولت و مجلس را به خیانت به نظام تبدیل نکنند.( گرچه بار ها خیانت شان رو شده است!!)

البته موضع گیری صحیح لاریجانی در برابر این شیطنت در خور تحسین است. وی با بیان اینكه ارائه این لایحه چند روز عقب خواهد افتاد، در پاسخ به اینكه علت غیبت رئیس‌‏جمهور چه بوده ٬گفت: حتما كاری برای ایشان پیش آمده یا اینكه می‌‏خواستند كار بیشتری در مورد این لایحه انجام دهند، از این رو هفته آینده یا در وقت دیگری این لایحه تقدیم مجلس خواهد شد.

و همین موضع گیری هاست که نقشه های کسانی که چشم دیدن تعامل دولت و مجلس را ندارند را خنثی می کند.

 این وظیفه مسئولین قواست که چشم و گوش خود را بازکنند و مغفول توطئه های مخالفان و دشمنان واقع نشوند و البته سعی کنند بهانه دست بهانه جویان مغرض ندهند تا آنها نیز مذبوحانه از آن سو استفاده کنند!

+ نوشته شده در  پنجشنبه 14 آذر1387ساعت 15:27  توسط احسان عابدی  | 

اينكه قوميت و محل تولد و زندگي اشخاص ربطي به مسئوليت ها و روابط سياسي ندارد كاملاً پذيرفته شده است، اما چند نفر از سياسيون مملكت ما هستند كه اين چند وقت اخير نقش مؤثري در مسائل كشور داشته اند و حرف و حديث پيرامون آنها زياد بوده است. جالب است كه همگي آنها مازندراني هستند و جالب تر اينكه هر كدام به نحوي مستقيم رابطه اي با احمدي نژاد و دولت نهم داشته اند.بخوانیم:

1- اسفنديار رحيم مشايي: رحيم مشايي، اولين مازندراني جنجال سازماست و كسي كه اظهارنظر ناقابلش چيزي حدود دو ماه سوژه اصلي محافل و مجالس و روزنامه ها و خبرگزاري ها بود. وي متولد رامسر است. در دولت نهم، احمدي نژاد او را به عنوان رياست سازمان ميراث فرهنگي منصوب كرد تا از ابتداي مسئوليتش سیبل انتقادات دوست و دوشمن دولت شود كه چند مورد آنها جنجال آفرين بود. آخرين بار هم در پي اظهار نظرش راجع به دوستي با مردم اسراييل، بحران ساز دولت بود و اگر شخص مقام معظم رهبري به اين ماجراخاتمه نمي دادند، معلوم نبود به كجا ختم مي شد.

2- علي لاريجاني: دكتر علي لاريجاني ديگر مازندراني حاضر در صحنه سياست ايران است. وي فرزند ميرزا هاشم آملي، از مراجع عظام است و داماد شهيد مطهري. لاريجاني 10 سال در مسند رياست صدا و سيما بود و در سال 84 كانديداي انتخابات رياست جمهوري نهم شد. وي كانديداي اصلح اصولگرايان معرفي شد ولي با رأي بسيار پايين خود در مقابل سایر رقبا کم آورد. رابطه لاريجاني با دولت و احمدي نژاد از اينجا شروع شد كه احمدي نژاد او را به عنوان دبير شوراي عالي امنيت منصوب كرد ولي پس از مدتي بر سر اختلافاتي كه با يكديگر داشتند، به طور غيرمنتظره از ستمش بر كنار شد.

رابطه هاي ديگر لاريجاني با احمدي نژاد، بعد از نشستن بر صندلي رياست مجلس بود. گل سرسبدآن رأي اعتماد گرفتن كردان و دخالت هاي آشكار وي بود. گفته مي شود لاريجاني خود را براي رياست جمهوري دهم آماده مي كند. هرچند اين مسئله را به شدت تكذيب مي كند.

3- علي كردان : سومين مازندراني كه اخيراً سر و صدايي در كشور به راه انداخت و باز هم دولت را به حاشيه برد، علي كردان بود. كردان متولد يكي از روستاهاي توابع ساري است و تا جواني در ساري زندگي كرده است. جنجالي كه كردان براي احمدي نژاد به پا كرد شايد در دولت نهم بي سابقه باشد. البته كردان يك بار هم در ماجراي قرارداد كرسنت سرزبان ها افتاده بود. اخيراً هم كه با لابي يار مازندراني خود با كسب رأي اعتماد به عنوان وزير كشور منصوب شد. اما مثل اینکه مجلسی های عزیز به این نتیجه رسیدند، در رای اعتماد دادن به آقای کردان اشتباه کرده اند و قصد استیضاح وی را دارند!

 

4- علي اكبر ناطق نوري چهارمين مازندراني است كه مدتي است دوباره نامش سرزبان ها افتاده است. وي متولد شهر نور مازندران است. اوايل انقلاب وزير كشور بود و بعدها هم رئيس مجلس شد. ناطق نوري در جريان انتخابات نهم رياست جمهوري به عنوان رئيس شوراي حكميت اصولگرايان انتخاب شد و علي رغم اينكه در دو مرحله از سه مرحله نظرسنجي، محمود احمدي نژاد اول شده بود و هر سه بار، لاريجاني بعد از قاليباف گزينه سوم مردم بود، در كمال تعجب لاريجاني را به عنوان نامزد اصلح اصولگرايان معرفي كرد!

 سخنراني ناطق در شب هاي قدر، پيرامون تقدس مسجد جمكران و نيز طعن و كنايه زدن به احمد نژاد درباره خرج كردن از امام زمان (عج) كه با استقبال فراوان روزنامه ها و سايت هاي دوم خردادي مواجهه شد بار ديگر نام او را بر سر زبان ها انداخت. علاوه بر اين، ناطق نوري جديداً پيشنهاد كرده بود كه اصلاح طلبان و اصولگرايان به تعامل برسند تا كسي غير از احمدي نژاد رئيس جمهوري شود. در ضمن چندي پيش هم كارگزاران او را به عنوان گزينه مناسبي براي رياست جمهوري مطرح كرد.

خلاصه اين چهار مازندراني مدتي است در صحنه سياسي ايران اثر گذار شده اند و همانطور كه اشاره شد، مستقيماً رابطه اي هم با احمدي نژاد و دولت نهم داشته اند. خدا را چه ديديد؟ شايد پنجمي هم در راه باشد!

+ نوشته شده در  سه شنبه 7 آبان1387ساعت 8:35  توسط احسان عابدی  | 

هنوز دولت از شر التهابات ناشی از اظهارات رحیم مشایی رهایی نیافته بود که مردی دیگر از خطه رحیم مشایی جنجالی دیگر برای دولت پدید آورد .

پس از مدت ها خالی ماندن صندلی سیاسی ترین وزیر کابینه ، دکتر احمدی نژاد گزینه خود را برای تصدی این پست معرفی کرد و البته این معرفی آغازگر موج جدید و شدیدی از انتقادات بود.

دولت در معرفی کردان به مجلس تحصیلات ایشان را دکترای افتخاری حقوق از دانشگاه آکسفورد اعلام کرده بود . اما نمایندگان مجلس در جریان بررسی صلاحیت آقای کردان برای رای اعتماد و تصدی وزارت کشور اعلام کردند آخرین مدرک تحصیلی ایشان که مورد تأیید وزارت آموزش عالی قرار گرفته ، فوق دیپلم است . طرح این مسئله که البته از جانب نمایندگان حامی دولت هم مطرح شد سرآغاز بحث ها و اظهار نظرات گوناگون شد .

 

در استعلامی که تعدادی از خبرگزاری ها انجام دادند ، مقامات دانشگاه آکسفورد رسماً اعلام کردند که وی نه دکترای افتخاری و نه هیچ مدرک تحصیلی دیگری از این دانشگاه دریافت نکرده است . همچنین در مطلبی که سایت الف در این مورد کارکرد ، مدرک تحصیلی کردان پر از غلطهای تایپی و گرامری انگلیسی نشان داده شد که چنین اشتباهاتی از دانشگاهی مانند آکسفورد بعید به نظر می رسد .

البته خود آقای کردان در آخرین نامه خود به دکتر احمدی نژاد حرف و حدیث ها در این باره را تمام کرد. ایشان در این نامه عنوان کردند که بنده مدرکی جعل نکرده ام و این تهمت است ولی عده ای از مقامات نه چندان مطرح دانشگاه آکسفورد سرمن کلاه گذاشته اند و در این باره از آنها شکایت خواهم کرد!

پرداختن به اینکه ایشان فوق دیپلم اند یا دکترای افتخاری دارند حائز اهمیت ، اما از نظر ما کاری سطحی است و ندیدن اصل صورت مسئله. چرا که این قضیه پشت پرده های بسیاری دارد که پرداختن و حساس کردن مدرک تحصیلی، ما را از آن زوایا غافل می کند . اصل انتقاد ما به این مسئله ، شخص کردان و لابی حمایت کننده از اوست .

در باره این ماجرا نکاتی را به اختصار بیان می نماییم:

1- آقای علی کردان چند سالی در زمان ریاست دکتر لاریجانی ، معاون اداری و مالی سازمان صدا و سیما بودند . در سال 1382 مجلس شورای اسلامی در پی تحقیق و تفحص از صدا و سیما گزارشی تهیه می کند که در تاریخ 17 اردیبهشت آن را در صحن علنی قرائت می کند . در گزارش صدا و سیما از بخش مالی تخلف گسترده ای مشاهده شد. طوری که چیزی حدود 1100 ملیارد ریال بدون انعکاس در صورت های مالی و هزینه های سازمان به عنوان کارمزد به شرکت های واسطه آگهی و ... پرداخت شده و مبلغ 1300 میلیارد ریال آن نیز پنهان گردیده است ! و سایر تخلفات مالی که مورد بحث ما نیست . جالب اینجاست که پس از انتشار این گزارش کردان با انتشار کتابی به دفاع از رئیس خود علی لاریجانی پرداخت . تخلفات وی در این پست چنان بود که در بدو ریاست عزت ا... ضرغامی وی از کار برکنار شد.

2- علی کردان در دولت نهم ، قائم مقام وزارت نفت می شود. به گفته برخی منابع، وی در این پست در حد شخص وزیر عمل می کرده است! در زمان قائم مقامی وی در وزارت نفت ، قراردادهای نفتی متعددی بسته شد که معروفترین آنها قرار داد کرسنت و فروش نفت به امارات بود . درباره این قرارداد حرف وحدیث فراوانی شد و طبق معمول صحبت از مافیای پشت پرده بود . روی دیگر صحبت ما این است که چرا پس از کناره گیری کردان از قائم مقامی وزارت نفت و تصدی وزارت کشور، وقتی کرسنت دوباره می خواهد قرارداد ببندد ، به سراغ کردان وزیر کشور می رود نه وزیر نفت ؟ چرا جلسه مذاکره با شرکت کرسنت در وزارت کشور تشکیل می شود نه در وزارت نفت ؟ کردان در جواب این سوال اظهار می کند که مسئولیت این قرارداد به دلیل تجربه بنده در این قرارداد به من داده شده است و از طرف دیگر وزیر نفت نیز چنین پاسخ می دهد که : کردان به لحاظ مسئولیتی که داشته بر همه قرار دادها نظارت می کرده است و مسئولیت قرار داد کرسنت هم با ایشان بوده است. اما سوال ما آنجاست که کردان در پاسخ درباره رشوه ها و رانت های این قرارداد می گوید « بخش پنهان این قرارداد به من ارتباطی ندارد و چیزی نمی دانم !» اگر کردان در این قرارداد « تجربه» دارد و برآن نظارت می کرده . پس چگونه از زوایای پنهان آن اظهار بی اطلاعی می کند؟!

3- مسئله بعد مسئله لابی قدرتمندی است که حامی علی کردان است . همان لایه ای که پس از انتشار گزارش تخلفات مالی در صداو سیما وی را از هرگزندی مصون داشت . احتمالا این لابی در صدا و سیمای گذشته بسته شده و هنوز هم پابرجاست . دکتر لاریجانی پس از انتشار گزارش تحقیق و تفحص نه تنها معاون مالی خود یعنی کردان را برکنار نمی کند بلکه پست معاونت امور مجلس و استان های صداوسیما را هم به وی می دهد! و شاید همین امر باعث شد تا کردان در دفاع از وی دست به انتشار کتاب بزند . اقدام دیگر دکتر لاریجانی در دفاع نا محسوس ! از علی کردان و این بار در کسوت ریاست مجلس زمانی بود که آقایان الیاس نادران ، احمد توکلی و روح ا... حسینیان ،نمایندگان مجلس از مجلس در خواست می کنند تا جلسه غیر علنی شود تا به ذکر شفاف تر انتقادات خود از کردان بپردازند ، اما این در خواست صریحاً با مخالفت روبه رو شد . لاریجانی در جواب احمد توکلی می گوید« الان نه مشکل امنیتی داریم و نه شرایط اضطراری ... جمهوری اسلامی ایران بیدی نیست که با بحث در باره دو سه وزیر بلرزد و دوستان هم آزادند درباره وزرا حرف خودشان را بزنند و مردم هم محرم هستند!»

چندی پیش هم نامه ای از سوی چند تن از مسئولان فعلی و سابق صداوسیما به احمدی نژاد ارسال شد که درآن ضمن حمایت از احمدی نژاد ،وی را به پایداری در این راه تشویق کرده اند! حال با این لابی بازی های جناب کردان، کار مهمی مانند عزل و نصب استانداران، فرمانداران و ... به چه وضعی درآید خدا می داند.

4-موضوع بعدی ، فساد اخلاقی است که در مورد کردان گفته می شود و آقای علی مطهری آن را مطرح نموده و آن را از دلایل مخالفت خود با وی اعلام کردند . به گفته وی ، کردان به اتهام فساداخلاقی بازداشت می شود اما به دلیل شلوغی های زمان انقلاب آزاد می شود. گویی این پرونده در سال 1371 مجدداً به جریان می افتد ، اما با لابی گسترده ای مجدداً بایگانی می شود .

5-یک طرف دیگر قضیه کردان که جالب به نظر می رسد، عدم موضع گیری برادران اصلاح طلب است ! آقایانی که حتی زمانی که یک مدیر درجه 4 و 5 و 6 در دولت تغییر می کند ، بوق های تبلیغاتی خود را در انتقاد به راه می اندازند، چه شده است که در این مسئله دم فروبسته اند و سکوت اختیار کرده اند ؟ همین مسایل است که ما را درباره عقاید و دیدگاه های آقای کردان کمی تا قسمتی ناراحت می کند! .

در هر حال فعلاً آقای علی کردان وزیر کشور هستند . با این شرایط 4 وضعیت پیش رو داریم : 1- باقی ماندن آقای کردان در سمت خود . 2- عزل کردان توسط احمدی نژاد 3-استعفای کردان  4- استیضاح توسط مجلس شورای اسلامی

وضعیت اول را خدا به خیر بگذراند ! راه بعدی بعید به نظر می رسد ، زیرا حجم تغییرات کابینه بالارفته و خطرناک می شود . سومین وضعیت هم با توجه به اطمینان آقای کردان از حامیان خود بسیار ضعیف است . می ماند وضعیت چهارم که در این صورت سنگی به بزرگی کوه دماوند پیش پای دولت می افتد و در انتخابات مشکل پیدا می کند . البته اگر لابی آقای رئیس اجازه استیضاح بدهد!

( مقاله نویسنده در نشریه دانشجویی جامعه پویا-مهر ۸۷ )

( بند چهارم این مقاله در نشریه حذف شد!)

+ نوشته شده در  دوشنبه 15 مهر1387ساعت 11:10  توسط احسان عابدی  | 

« تصویب یک فوریتی طرح الحاق سازمان میراث فرهنگی به وزارت فرهنگ و ارشاد و صنایع»؟؟!!

این تیتر خبری بود که تعجب خیلی ها را برانگیخت! شاید هم خیلی ها را به خنده واداشت!!

گویا پس از اینکه زور مجلسی ها به مشایی نرسید و از طرفی بی اعتنایی احمدی نژاد در مورد پاسخگویی و برکناری مشایی آنها را کلافه کرد٬ سرانجام تصمیم گرفتند این معاونت را از زیر دست رییس جمهور بیرون کشیده و به وزارتخانه های فرهنگ و ارشاد و صنایع ملحق کنند.

علت این تصمیم در درجه اول(صرف نظر از مسایل سیاسی) و طبق گفته خانم الهیان سازمان ميراث فرهنگي به دليل اينكه طي سال‌هاي اخير سازمان مستقلي بوده و به طور مستقيم زير نظر رئيس جمهوري به مأموريت خود ادامه مي‌داده است از بحث نظارتي مجلس منفك بوده و مجلس نمي‌توانسته است، نظارتي بر عملكرد اين سازمان داشته باشد! یعنی مجلس نمی تواند از معاونت های ریاست جمهوری سوال یا استیضاح کند٬ اما با پیوستن به وزارتخانه ها امکان آن فراهم می شود.

اما از نگاهی دیگر (و کمی واقع بینانه تر) این اقدام مجلس بیشتر به لجبازی و بچه بازی شبیه است تا قانونگذاری و خدمت و ...

چرا که این اقدام صرفا به دلیل اظهارات آقای مشایی در مورد رابطه با اسراییل و حواشی و جنجال های بعد از استو چون مجلسی ها با وجود نطق ها و نامه ها و جلسات متعدد نتوانستند جواب خود را بگیرند٬ تصمیم گرفته اند با این طرح  مثلا چاره ای درباره موارد مشابهی که یحتمل تکرار خواهد شد!! بیاندیشند.

اولا که این عمل چه تضمینی برای پیشگیری از تکرار موارد مشابه ایجاد می کند؟

ثانیا در این صورت هرگاه روسا و مسئولین سایر معاونت های ریاست جمهوری٬ عمدا یا سهوا مرتکب چنین موارد مشابهی شوند٬ باید منتظر ادغام آنها در یکی از دستگاه های دولت باشیم!

ثالثا وزارت فرهنگ و ارشاد آنقدر دستگاه عریض و طویلی دارد که با پیوستن سازمان نه چندان کوچک میراث فرهنگی و گردشگری به آن تنها به پیچیده شدن وزارت کمک می کند.وزارتخانه ای که به قول دکتر افروغ « یک سر دارد و هزار سودا»!!

نکته دیگری که خانم الهیان٬ نماینده مردم تهران٬ به عنوان موافق این طرح بیان کرده اند بحث اهمیت این سازمان است!

ایشان می فرمایند:سازمان ميراث فرهنگي و گردشگري از اهميت بالا و خاصي برخوردار است و بايد سياست‌هاي كلي آن و عملكرد آن تحت نظارت مجلس باشد تا مجلس بتواند به پيشرفت و حركت رو به جلوي آن كمك كند.
یعنی نمایندگان محترم مجلس درست همین الآن متوجه اهمیت این سازمان شده اند؟! و خواستار پیشرفت آن هستند؟!

بهتر است نمایندگان ملت در مجلس شورای اسلامی سیاسی بازی را کنار گذاشته در تصمیمات خود دقت نظر کنند تا مجلسی که نام اصولگرایی را یدک می کشد از خط و خطوط اصولگرایی عدول نکند.

اینکه آقای مشایی اشتباه سنگینی مرتکب شده اند درست٬ ولی دلیل نمی شود نمایندگان٬ فقط به دلیل اینکه جواب مد نظر خود را از ریییس جمهور نگرفتند٬ لجبازی کرده و دست به چنین اقدام نسنجیده ای بزنند.

+ نوشته شده در  سه شنبه 26 شهریور1387ساعت 11:7  توسط احسان عابدی  | 

 

 

دیدار رئیس جمهور بولیوی

مقام معظم رهبری در دیدار با مورالس٬ رییس جمهور آزاده بولیوی:

بيداري ملتهاي منطقه آمريكاي لاتين و تصميم آنان براي احقاق حق خود يك اتفاق مباركي است كه قطعاً براي قدرتمندان خرسندكننده نخواهد بود.
قدرتهاي استكباري قطعاً به شما فشار خواهند آورد زيرا با چنين روحيه اي مخالفند اما ايستادگي در مقابل اين فشارها، روحيه خوب و توكل بر خدا، موجب پيروزي خواهند شد.

+ نوشته شده در  سه شنبه 12 شهریور1387ساعت 11:56  توسط احسان عابدی  | 

 
>