یکی از این مردانِ مرد٬شهید آیت الله صدوقی٬ افتخار دارالعباده یزد است که در سالروز پیروزی انقلاب٬ مطلب زیر را با ذکر صلواتی به روح بزرگ ایشان تقدیم می کنم:

" استاندار جدیدالورود یزد در پی بالا گرفتن تب انقلاب در یزد به رهبری آیت الله صدوقی٬ طی پیغامی ایشان را تهدید می کند که من مانند استاندار قبلی نیستم و فردی ورزیده و ورزشکارم و روزانه ده ها کیلو شیر می نوشم و صد کیلو وزنه بر می دارم و ... !!
آیت الله صدوقی پس از این پیام به منبر رفته و ماجرای تهدید را به مردم گزارش می کند و به استهزاء این تهدید می گوید: " کاش به جای این آقا٬ دولت برای ما یک گاو فرستاده بود تا از شیر و پنیر آن مردم بهره بیشتری می بردند.!! "
بعد از آن رژیم٬ مسجد حظیره ( مسجدی که محل اجتماع مردم یزد بوده و اکنون نیز مقبره شریف شهید صدوقی در آن واقع است) را به محاصره تانک ها در می آورد و در آن را به روی مردم می بندد.آیت الله صدوقی نیز شجاعانه و بدون اعتنا به خیل نیرو و تجهیزات نظامی به سمت مسجد حرکت می کند که ماموران ممانعت می کنند. آیت الله صدوقی می گویند: " من باید به مسجد بروم و تو هم اگر باید بکشی٬ بیا این سینه من! هدف بگیر و بزن! "
ماموران که از شجاعت ایشان دستپاچه و سردرگم شده بودند راه را باز می کنند و او خود شخصا در مسجد را باز کرده و اقامه نماز می کند.
امروز یاد اون لحظه ای افتادم که چشمان گناهکارم به گنبد طلایی و پرچم خوش رقص قمر بنی هاشم افتاد... دلم ریخت و ...

با خودم گفتم یعنی می شه یه بار دیگه خدا قسمتم کنه....؟

السلام علیک یا ثارالله
السلام علیک یا اباعبدالله
اینجا غزه... نه... کربلای ماست!

اينجا قتلگاه انسانيت است!

اينجاست محل آزمايش انسان

ولي امرت فرمانت مي دهد...

آماده اي يا نه؟

.
.
.
.
اي رهبر آزاده ... آماده ايم آماده...

لبيك يا خامنه اي لبيك يا حسين است

محرم می آید...
قافله به سرزمین کرب و بلا می رسد...
سرزمین کرب وبلا...
آری... کرب و بلا ...
اینجا اما کرب و بلا برپا شده است٬
خیلی وقت است که جلادان یزید دست به قتل و کشتار زده اند...
..... غزه...
آری غزه... مگر نگفته اند " کل یوم عاشورا و کل ارض کربلا" ؟


حسین جان!
سپاه یزید برادران و خواهران ما را در غزه به خاک و خون کشیده اند
و باز هم کوفیان نامرد نظاره گرند و نظاره گر...
ننگ تان باد ای شیوخ کاخ نشین کوفی صفت٬
چگونه در سرسراهای پر زرق و برق تان لمیده اید و کمی آن طرف تر از شما ...
رگ غیرت تان را به چه فروخته اید؟
به مشتی دلار؟ یا نه... به « به به و چه چه » گویی یزیدیان؟

حسین جان!
محرم تو از راه رسید و وقت سیاه پوشی است...
اما ما به پیشواز محرمت رفته ایم...
با غم و ماتم غزه!
« اللهم العن اول ظالم ظلم حق محمد وآل محمد »
